مقدمه

معرفی دستگاه سانتریفیوژ:
دستگاهی است که توسط نیروی گریز از مرکز ذرات معلق را با چرخش توسط یک موتور الکتریکی، از مایع جدا میکند. همچنین میتواند باعث تفکیک دو مایع با تراکم متفاوت شود. این مایعات می توانند خون، ادرار و ... باشند. برحسب سرعت میتوان آنها را به سه دسته دور پایین(2000 تا6000 Rpm )، دور بالا (21000 تا 24000Rpm ) و اولترا سانتریفوژ (07500 تا10000Rpm ) تقسیم بندی کرد. نوع دور پایین بیشتر جهت سانتریفیوز کردن سلولهای خونی یا ذرات حجیم هستند. نوع دوربالا برای بیشتر فراورده ها استفاده میشوند و نوع اولترا برای تفکیک مواد تشکیل دهنده سلولی بکار میرود. برای کم کردن گرمای ایجاد شده در سانتریفوژهای سریع از یخچال استفاده میشود.

سانتریفیوژها بر اساس طرز قرار گیری نمونه ها به سه دسته تقسیم میشوند:

1)شناور: جایگاه قرارگیری نمونه ها عمود بر زمین است و با شروع حرکت زاویه پیدا کرده و سپس کاملا به حالت افقی با سطح زمین قرار میگیرد.

2) زاویه ثابت: لوله حاوی نمونه نسبت به محور دوران یک زاویه ثابت بین 25 تا 45 درجه دارند.
سانتریفوژ ها بر اساس کاربرد به انواع مختلف تقسیم بندی میشوند، در زیر دو نمونه را توضیح میدهیم:

سانتریفیوژ هماتوکریت: با استفاده از نیروی گریز از مرکز هماتوکریت خون یعنی نسبت حجم گلبولهای قرمز به حجم کلی خون را مشخص میکنند.

میکروسانتریفیوژ: برای نمونه های با حجم کم مثلا نمونه های گرفته شده از اطفال کاربرد دارد.

قطعات اساسی سانتریفیوژ: موتور الکتریکی، شافت، روتور.
همچنین کلیدها و تنظیم کننده هایی از قبیل کلیدترمز،کنترل کننده سرعت و زمانسنج بر روی دستگاه موجود است.مکانیسم ترمز دستگاه با معکوس شدن جریان گذرنده از روتور میسر میشود. همچنین کنترل کننده سرعت با کم وزیاد کردن ولتاژ تغذیه کننده سرعت سانتریفیوز را تغییر میدهد.

                    

مرحله ی دوم استخراج نماتد سانتریفیوژ است، دستگاه های سانتریفیوژ مختلفی وجود دارد که لوله های داخل آن زوج است، لوله های داخل روتور استاندارد هستند که به عرض و طول آن بستگی دارد.10سانتی متر * 12 میلی متر.

حداقل دور آن 1000 و حداکثر 7000 – 8000 RPM می باشد . هرچه تعداد دورهای سانتریفیوژ بیشتر باشد قیمت آن گران تر خواهد بود.

هنگام کار با سانتریفیوژ باید به این نکته توجه کرد :

ü      باید تعادل رعایت شود، یعنی نباید بیش از 3/2 لوله را پر کنیم و 3/1 آن باید خالی بماند .

ü      لوله ها را به صورت قرینه و رو به روی هم در داخل سانتریفیوژ بچینیم.

بعداز انجام مراحل الک کردن ، دستگاه را روشن کرده و روی 5000 دور در  5 دقیقه تنظیم میکنیم ، در اثر نیروی گریز از مرکز در ته لوله رسوب ایجاد می شود و نماتد همراه رسوب قرار می گیرد .

محلول آ ب و شکر را به مقدار 453 گرم شکر  در یک لیتر آب  درست کرده و آنقدر هم می زنیم تا محلول اشباع ایجاد شود. سپس لوله ها را  از سانتریفیوژ خارج کرده و آب آن را دور میریزیم  و  به اندازه 3/2 لوله محلول اشباع  شکر می ریزیم  لوله ها را  در دستگاه قرار داده و  دستگاه را روی 1000 دور به مدت یک دقیقه تنظیم می کنیم تا نماتد از رسوب جدا شده و قاطی محلول شکر شود، به علت تغییر چگالی ( چگالی نماتد = 1 و چگالی محلول شکر = 1.18) نماتد داخل محلول معلق می شود. سپس محلول را از الک 400 مش عبور داده و مواد باقی مانده را شست و شو می کنیم و داخل پتری دیش می ریزیم و زیر استریو میکروسکوپ قرار می دهیم و مشاهده می کنیم.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط avaa در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ و ساعت 15:8 |
تشخیص بیماری های ویروسی گیاهان

در تشخیص بیماری های ویروسی گیاهان روش های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد که بر حسب نوع بیماری و امکانات یک آزمایشگاه می توان همه یا تعدادی از این روشها را به کار بست.

اولین قدم در شناسایی یک بیماری ویروسی ، شناخت علائم بیماری ویروسی است . در مراجعه به طبیعت مثل مزرعه ، باغ ، جنگل یا گلخانه و امثال اینها بر اساس یک بیماری ویروسی نمونه های بیماری انتخاب می شوند .این علائم بسیار متعددند . بیشترین علائم شامل تغییر رنگ و تغییر شکل می باشد.تغییر رنگ مثل علائم موزاییک ، ابلقی ، زردی ، زردی رگبرگ ، لکه های حلقوی ، لکه نواری و موارد متعدد دیگر است.

پس از انتخاب گیاهان بیمار بر اساس علائم مشخص نمونه های گیاهان آلوده همراه با تعدادی از گیاهان سالم داخل پلاستیک به آزمایشگاه منتقل می شوند.اگر فاصله ی منطقه با آزمایشگاه زیاد باشدباید در محیط سرد مثل فلاسک حاوی یخ به آزمایشگاه منتقل می شود.در غیر اینصورت در بین فاصله ی انتقال ویروس غیر فعال خواهد شد.پس از انتقال ویروس به آزمایشگاه باید این نمونه برای آزمایشهای تشخیصی ویروس آماده شود.برای عصاره گیری از بافر فسفات یا بافر سیترات یا بافر بورات استفاده می کنیم.بافر Naclفسفات کاربرد بیشتری دارد اما اگر ویروس به آن حساسیت داشته باشداز بقیه استفاده می شود.بافر فسفات را با محلول 85%

استفاده می کنند.این بافر باید بعد از تهیه و آماده شدندر یخچال نگهداری شده و به صورت سرد مصرف شود که به این بافر بافر فسفات سیلین گفته می شود.

اولین کار برای عصاره گیری این است که برگ یا قسمتی از برگ که علامت تیپیک دارد یا دمبرگ برای عصاره گیری انتخاب شود.سطح برگ بصورت ملایم زیر آب  لوله کشی شسته می شود و بعد روی سطح تمیز و ضد عفونی شده نمون های برگ به وسیله ی تیغ اسکالپل استریل به قطعات کوچکتر به ابعاد حداکثر 5 میلی متر خرد می شود.قطعات خرد شده ی برگ در داخل یک هاون چینی استریل  و سرد رسخته می شود و همراه با کمی بافر فسفات سیلسن به وسیله ی دسته ی هاون ساییده می شود.قبل از این کار لازم است به اندازه ی یک نخود پودر کاربوراندوم داخل هاون ریخته شود که ظاهری شبیه خاکستردارد.عمل ساییدن نمونه های برگ داخل هاون باید به قدری ادامه یابد که یک عصاره ی سبزرنگ ، مایع نه خیلی غلیظ و نه خیلی رقیق به صورت یکدست به دست بیاید.پودر کاربوراندوم به این دلیل به عصاره اضافه می شود که در هنگام تلقیح می تواند خراش های بسیار ریز و زیاد در سطح برگ ایجاد کند .این خراش ها به نفوذ ویروس به درون بافت گیاه کمک می کند. پس از تهیه ی عصاره ی یکنواخت ویروسی آن را از یک پارچه ی ململ عبور می دهیم . پس از عبور دادن عصاره از صافی کاغذی  یا پارچه ی ململ آن را به یک گیاه محک  White Burlyتلقیح می کنیم. گیاه محک در این آزمایش می تواند توتون یا شمعدانی باشد،که در هنگام استفاده از تتون از رقم

استفاده می شود.این ها گیاهان محک هستند ، اگر به این گیاه ویروس تلقیح شود علایم بیماری شبیه علایم گیاه بیماری ایجاد می شود.علاوه برگیاه محک می توان از نمونه گیاه سالم که بیماری ازآن جدا شده است استفاده کنیم.روش تلقیح به این صورت است که ابتدا یک بوته ی سالم شمعدانی یا توتون انتخاب می شود، از گیاهی استفاده می شود که بیماری نداشته باشد.قبل از تلقیح باید دست ها را باآب و صابون یا الکل ضدعفونی کردیا از دستکش های استریل و یکبار مصرف استفاده شود ومقداری از عصاره ی تهیه شده را با انگشت روی تعدادی از برگ های توتون یا شمعدانی می مالیم.پس از مالیدن عصاره روی برگ به وسیله ی آب فشان عصاره ی اضافه ی باقی مانده در سطح برگ را شست شو می دهیم.در صورتی که شست شو  پس از تلقیح صورت نگیرد عصاره ی باقی مانده ممکن است باعث بروز علایم بیماری در برگ تلقیح شده گردد. پس از این کار روی دمبرگ برگ های تلقیح شده برچسب نصب میشود.گلدان های تلقیح شده را در شرایط مناسب گلخانه یا آزمایشگاه نگهداری می کنیم و یکروز پس از تلقیح بروز علایم در برگهای تلقیح شده را بررسی وثبت می کنیم.هرنوع تغییر رنگ برگ ها و بروز علایم یادداشت برداری می شود و به عنوان نتیجه آزمایش گزارش می شود. درصورتی که علایم مشابه در برگ های تلقیح شده مشاهده شود می توان نتیجه گرفت که بیماری یا علایم غیر عادی ایجاد شده در گیاه نتیجه ی آلودگی به ویروس است. تعیین دقیق نوع آلودگی یا نوع بیماری و نوع ویروس نیازمند انجام آزمایشات بعدی خواهد بود که با استفاده از نمونه های گیاهی و عصاره گیاه انجام می شود.این آزمایشات شامل مراحل مختلفی است:

 

 

الف) آزمون بیماری زایی روی گیاهان مختلف اعم از گیاهان میزبان و محک

ب) آزمون های تشخیص سرولوژیک

ج)استفاده از میکروسکوپ الکترونی

د)استفاده از روش های مولکولی

طرز تهیه ی بافر فسفات

Na2HPO4 و KH2PO4برای تهیه ی بافر فسفات که در عصاره گیری مورد استفاده قرار میگیرد از دو ماده استفاده می شود . یکی

برای تهیه ی این بافر محلول ذخیره راتهیه می کنیم . به این دلیل تهیه می شود که بتوانیم برای استفاده از بافر آن را همیشه به صورت تازه با استفاده از محلول ذخیره  به صورت تازه دز اختیار داشته باشیم .مونو پتاسیم فسفات 15/1 ممولار تهیه می شود به این صورت که 08/9 گرم مونو پتاسیم فسفات در یک  لیتر آب مقطر از دی سدیم فسفات 15/1 مولار استفاده می کنیم استفاده می  و ... می توان استفاده کرد.NaH2 ,Na, کنیم.به جای مواد بالا می توانیم از

در یک لیتر آب مقطر می ریزیم.بعد از تهیه ی این محلول ها  به نسبتی که مشخص شده مخلوط می کنیم و Na2HPO48/11 گرم

بافر فسفات به دست می آید.

X mL A + (100-x) mL B

ایکس با توجه به اینکه بافر از چه  نوعی باشد تغییر مکند.

PH=5  => X= 98.8

PH=6 => X=78.8

PH=7 => X=39.7

PH=7 => X=36.2

بافر فسفات = 39.2 mL A + (100-39.2) mL B

65.53 گرم در 0.2 A تهیه می شود . هر دو 0.2 مولار هستند . از ماده A=Nahpo4,B= NaH2PO4 بافر فسفات با استفاده از

های مختلف با هم با هم قابل اختلاطPHمولار اسفاده می شود و از ماده ی دوم 31.2  گرم . این دو ماده بانسبت های مختلفی در

مقدار ماده ی اول  مقدار ماده ی اول 305 سی سی و ماده ی دوم  198 سی سی.pH=7است تا فسفات بافر به دست آید. برای

بافر مناسب تهیه PH مقدار ماده ی اول 473.5 و مقدار ماده ی دوم 265 سی سی است . به این ترتیب بر اساس نوع بافر و PH=8

می شود .

 

 

 

تشخیص ویروس های گیاهی

روش های سرولوژیک

ویروس به عنوان پاتوژن و جسم خارجی وقتی که وارد بدن یک حیوان خونگرم میشود به عنوان یک آنتی ژن داخل سیستم گردش خون حیوان باعث تحریک واکنش ایمنی حیوان می شود . این واکنش منجر به تولید آنتی بادی در داخل سیستم گردش خون میزبان می شود .آنتی بادی تولید شده از نظر ساختمانی با آنتی ژنی که علیه آن در داخل خون حیوان تولید شده مرتبط است.به این معنی که آنتی بادی تولید شده می تواند آنتی ژن خود را دریک محیط مناسب شناسایی کند و با آن اتصال ایجاد کند ، مثل قفل و کلید آنتی ژن با آنتی بادی چفت می شود. از این خصوصیت برای شناخت ویروس به عنوان آنتی ژن استفاده می شود . عصاره ی خالص شده ی ویروس را ابتدا به روش صحیح تهیه می کنیم و می توان این عصاره را در حجم های مناسب نگهداری کرد. لازم است که به این عصاره  یک نوع عصاره به نام ادجونت کامل اضافه شود که به این منظور به به آنتی ژن اضافه می شود تا هنگام تزریق آنتی ژن را به صورت تدریجی در بدن حیوان آزاد کند و در نتیجه باعث عدم بروز واکنش های شوک آمیز و مرگ آور در حیوان است . اگر آنتی ژن یکباره وارد خون حیوان شود در مواردی باعث مرگ حیوان می شود. حیوانی که برای تزریق انتخاب می شود موش یا خرگوش است که اغلب از خرگوش نیوزلندی استفاده می کنند . حیوانات دیگری هم بسته به نوع آزمایش اسنفاده می شوند مثل خوکچه هندی و بز و اسب و جوجه و ...

بهتر است که تزریق اول عضلانی باشد ، برای تزریق وریدی استفاده از ادجونت توصیه نمی شود  و معممولا چون تزریق عضلانی صورت می گیرد وجود ادجونت باعث آزاد شدن تدریجی آنتی ژن و ورود تدریجی آن به خون می شود و در نتیجه باعث بروز واکنش ایمنی در بدن حیوان و تولید آنتی بادی در سرم خون حیوان خواهد بود . تزریق حداقل 4 و حداکثر 7 بار صورت می گیرد و فواصل تزریق یک هفته است. پس از آخرین تزریق و قبل از خون گیری کامل از حیوان باید از وجود غلظت مناسب آنتی بادی که علیه آنتی ژن در خون تولید شده اطمینان حاصل شود و برای این منظور باید عیار سنجی آنتی بادی صورت گیرد. برای عیار سنجی ابتدا حجم کمی از خون حیوان گرفته می شود . سرم خون از گلبول ها جدا شده و این سرم ، آنتی سرم نامیده می شود چون حاوی آنتی بادی است . پس از اینکه سرم خون به صورت خالص تهیه شد رقت های مختلفی از آن تهیه شده وبا رقت های مختلفی از آنتی ژن در داخل لوله های آزمایش ترکیب و داخل حمام بن ماری حرارت داده شده و پیدایش رسوب داخل لوله ها .

کمی یا زیادی رسوب تولید شده در لوله ها عیار آنتی بادی را مشخص خواهد کرد. پس از این آزمایش  واثبات عیار آنتی بادی در خون بر اساس میزان رسوب تولید شده در مورد خون گیری کامل از حیوان یا ادامه ی تزریق آنتی ژن تمصیم گیری می شود . یعنی اگر نتیجه ی آمایش کمبود آنتی بادی باشد باید تزریق ادامه یابد و در غیر اینصورت خونگیری کامل از حیوان صورت می گیرد.

در روش دیگر با سرنگ های بزرگ وخونگیری از قلب خرگوش این کار را انجام می دهند .پس از خونگیری کامل سرم خون از بقیه ی قسمت ها طی چند مرحله جدا می شود.در اولین مرحله نمونه ی خون چند ساعت در یک ظرف نگه داشته می شود تا گلبولها از سرم جدا شوند ، پس از حذف گلبولها سرم باقی مانده را در چند نوبت سانتریفیوژمی کنیم تا سایر گلبول ها هم جدا شوند . آنچه در آخر سانتریفیوژ باقی می ماند آنتی سرم است . این سرم را می توانیم به حجم های کوچک تقسیم کرده  و در دماهای زیر صفرنگهداری کنیم.آنتی بادی تهیه شده برای شناسایی ویرس در چند آزمایش می تواند مورد استفاده قرار بگیرد.تستهایی که در سرولوژیک برای شناسایی ویروس ها مورد استفاده قرار میگیرد به این ترتیب است :

1.آزمایش نشت دو طرفه  در آگار یا آزمایش اخترلونی

Double Gel Diffusion Test

این آزمایش برای شناسایی ویروس ها و باکتری های بیماری زا است.در این آزمایش واکنش متقابل ویروس به عنوان آنتی ژن و آنتی بادی در داخل ژل به صورت خطوط سفید رسوبی ظاهر می شود که شکل خطوط  تشکیل شده بیانگر نوع ارتباط بین ویروس و آنتی بادی تهیه شده خواهد بود .

روش کار: ابتدا پتری دیش های شیشه ای استریل یا پلاستیکی یکبار مصرف تهیه می شود و لایه ی نازکی از ژل آگار که داخل اتوکلاو استریل شده است به ضخامت حداکثر 5 میلی متر در داخل پتری با ریختن آگار ایجاد می شود .این لایه پس از سرد شدن آگار به صورت منجمد درآمده و در مرحله ی بعد لایه ی بعدی از ژل آگارز که در داخل اتوکلاو استریل شده است روی آن ریخته می شود و ضخامت این ژل هم 5 میلی متر است . آگارز ، آگار کاملا خالص است . پس از جامد شدن لایه ی آگارز در داخل ژل با  ایجاد سوراخ هایی ، چاهک ها ایجاد می شود که شامل یک چاهک در وسط و چند چاهک در اطراف است > قطر چاهک ها 5 میلی متر است  .فاصله ی بین چاهک های وسطی و کناری حداکثر 1 سانی متر است . هرچه  چاهک ها با دقت بیشتری تهیه شود دقت آزمایش بالاتر خواهد بود.پس از ایجاد مجموعه ی چاهک ها ، آنتی ژن وآنتی بادی تهیه شده داخل چاهک به وسیله ی میکروپیپت یا سمپلر ریخته می شود . معمولا به دلیل اینکه حجم آنتی بادی کم است در چاهک وسط و آنتی ژن در چاهک کناری ،  Ab، آنتی بادی =Agریخته کی شود. آنتی ژن=

آنتی ژن های مختلف عصاره ی ویروس از نمونه های مختلف است.مثلا از 6 بوته ی مختلف توتون که علایم موزاییک داشته اند نمونه برداری کرده وعصاره گیری کرده ایم. به این دلیل جدا کرده ایم که واکنش های مختلفی بین آنتی ژن و آنتی بادی ها انجام شود و ایجاد نسل های جدید شود.

پس از ریختن این دو در چاک ها سطح آنها را با پارافین پوشانده و با گذاشتن در پتری و نگهداری درآزمایشگاه نتایج را حداقل پس از 5 روز ثبت کنیم.نتیجه ی این آزمایش بر اساس ایجاد خطوط رسوبی بین چاهک های وسطی و کناری و بر اساس شکل خطوط رسوبی قابل تفسیر و ارزیابی است . در صورتی که آنتی ژن در هر 6 مورد یکسان باشد و باآنتی بادی کامل مرتبط ابشد در اینصورت خطوط رسوبی ایجاد شده  بین آنتی ژن ها و آنتی بادی ها  به صورت زیر خواهد بود اگر این خطوط به هم متصل شود نشان دهنده ی این است که همه ی آنتی ژن ها از یک نوع اند . وجود خطوط بیانگر ارتباط آنتی ژن وآنتی بادی است.

 

در شناخت ویروس های گیاهی که قبلا شناسایی شده اند لازم است که از آنتی بادی های مرجع یا استاندارد استفاده شود ، یکی از روش ها این است ک خودمان آنتی بادی تولید کنیم.

ELIZA                                                                                                2. آزمایش الیزا

این آزمون یک آزمون سرولوژیک است که از دقت بالایی برخوردار است و نایج آن به سرعت در آزمایشگاه مشخص می شود و ازاین روش در تشخیص ویروس های گیاهی و باکتری و قارچ و نماتود مورد استفاده قرار می گیرد .

Enzyme Linked Immuno Sorbent Assay

اساس این آزمایش ارتباط بین آنتی ژن و آنتی بادی است اما این ارتباط به صورت مستقیم در این آزمایش برقرار نمی شود بلکه ارتباط غیر مستقیمی که بین آنتی ژن و آنتی بادی ایجاد می گردد و بر بروز واکنش هایی درون چاهک منجر می گردد در این آزمایش نتیجه ی مثبت را نشان خواهد داد و در غیر اینصورت نتیجه منفی خواهد بود.

روش کار: مثل بقیه ی روش های سرولوژیک ، اولین مرحله تهیه  ی آنتی ژن است .

1 آنتی ژن باید خالص باشد.

2 تهیه ی آنتی بادی

3 تهیه ی آنتی بادی متصل به آنزیم ( یکی از بهترین آنزیم ها ، آنزیم آلکالین فسفاتاز است)

4 تهیه ی سوبسترای آنزیم ( هر آنزیمی روی یک ماده ی زمینه اثر می کند که سوبسترا نامیده می شود) سوبسترایی که بیشتر استفاده می شود پارانیتروفیل فسفات است.

5 تهیه ی پلیت های الیزا. جنسشان از ماده ای به نام پلی استایرن است . نوع جنس چاهک ها  سبب می شود که هم آنتی ژن و هم   میگویند.conjugate آنتی بادی به دیواره ی چاهک بچسبد و جدا نشود. اصطلاحا آنتی بادی متصل به آنزیم را

ابتدا به وسیله ی سمپلر به داخل چاهک ها آنتی بادی ریخته می شود که در منابع آنتی بادی را با واژه ی گاماگلوبولین می شناسیم که  است.Gمشهورترین آن گاماگلوبولین

1 پس ازریختن آنتی بادی در چاهک های پلیت چاهک ها با بافر فسفات شسته می شود

2 شست و شو با بافر فسفات .

3 ریختن آنتی ن به چاهک ها .

4 شست و شوی چاهک ها با ابفر به منظور حذف آنتی ژن های اضافی از داخل چاهک ها .

5 ریختن آنتی بادی متصل هبآنزیم به چاهک ها .

6 شست وشوی چاهک ها با ابفر.

7 افزودن سوبسترا به چاهک ها .

8 شست وشوی چاهک ها با بافر .

9 مشاهده ی تغییر یا عدم تغییر رنگ در چاهک ها .

اگر ویروس با آنتی بادی مرتبط باشد  قطعا تغییر رنگ  در چاهک ها دیده خواهد شد  و زرد خواهد بود که رنگ ماه ی حاصل از تجزیه ی سوبسترا به وسیله ی آنزیم آرکالین فسفاتاز است . عدم مشاهده ی رنگ زرد نشانه ی عدم ارتباط بین آنتی بادی و آنتی ژن است .و این روش ،  روش ساندویچی دو طرفه گفته می شود.

نتیجه این است که در کمترین  زمان اب دقت بالا ویروس هایی را که به صورت عصاره ی خالص تهیه کرده ایم شناسایی کنیم ، در  اضافه می کنند.NaoHحد جنس و گونه . برای اینکه داخل چاهک ها تجزیه ی سوبسترا مداوم باشد به داخل چاهک ها

تا هیدرولیز سوبسترا به وسیله ی آنزیم متوقف شود و اندازه گیری رنگ داخل چاهک ها به صورت چشمی یا دستگاه الیزا ریدر انجام شد.

یک گرم آگار در 100 سی سی  بافر فسفات حل می کنیم. میتوان به جای بافر فسفات از آب مقطر هم استفاده کرد . این مخلوط را می جوشانیم و سپس به این مخلوط  0.02 گرم سدیم آزید اضافه می کنیم . این مخلوط راسپس داخل پتری دیش ها ریخته و در مواردی با استفاده از پیپت مقداری از آگار ذوب شده را روی لام ریخته به نحوی که از کناره های لام سرریز نکند(حدود 7 سی سی) . بعد از اینکه ژل روی لام یا داخل پتری دیش منجمد شد با استفاده از چوب پنبه سوراخ کن استریل مطابق یک طرح آماده شده روی کاغذ سوراخ هایی را روی ژل ایجاد می کنیم . این سوراخ ها قطرشان 5 میلی متر و نسبت به چاهک وسطی 5 سانتی متر باید فاصله داشته باشد. بعداز سوراخ کردن با مکش قطعات بریده شده را تخلیه می کنیم تا چاهک هایی در محل بریده شده ایجاد گردد. اگر از پتری دیش های شیشه ای استفاده کنیم ، استفاده از لایه ی آگار زیری قبل از  لایه ی آگارز ضروری است.اما در مورد پتری های پلاستیکی ضرورتی برای ریختن لایه ی زیرین آگار نیست. حفره هایی که داخل آگار یا آگارز ایجاد می شود به این دلیل که اگر مدت طولانی به این حالت بماند داخل آنها مایع جمع می شود که در آزمایش ایجاد مشکل می کند.

 

 

نحوه ی تهیه ی آنتی ژن و آنتی بادی

قبل از ریختن آنتی بادی باید آن را با بافر فسفات سیلین رقیق کنیم

Naclبافر فسفات سیلین= بافر فسفات + %0.85

بعد از رقیق سازی ، آنتی ژن و آنتی بادی را به وسیله ی سمپلر یا میکروپیپت درون چاهک ها می ریزیم. آزمون باید در شرایط مرطوب انجام شود، چون اگر شرایط خشک باشد به دلیل حجم کم نمونه ها به سرعت تبخیر شده و نتیجه ی آزمایش غلط خواهد بود . پس بهتر است سطح آگار را با روغن معدنی با پارافین مایع بپوشانیم، سپس پتری دیش را در آزمایشگاه به صورت دربسته و به مدت یک هفته و دمای 20 درجه ی سانتی گراد نگهداری کنیم. پس از یک هفته خطوط سفید رسوبی بین چاهک وسط و چاهک های کناری ایجاد می شود . شکل این رسوب می تواند در تعیین نتایج آزمایش کمک کند .  ممعولا خطوط رسوبی بین 24-48 ساعت ظاهر می شوند  و گاهی بین 1-2 هفته پتری دیش را در دمای 20 درجه سانتی گراد نگهداری میکنیم.

حالت هایی که در آزمایش نشت آگار ایجاد می شود:

Agآنتی ژن =

Ab آنتی بادی=

خط رسوبی که با فاصله ی یکسان از آنتی ژن و آنتی بادی ایجاد می شود زمانی به وجود می آید که که آنتی بادی حاوی قسمت هایی باشد  یا آنتی سرم مجموعه ای از آنتی بادی هایی باشد که که در واکنش به نوعی منشا غیر ویروسی تشکیل شده . پروتئین منشا گیاهی دارد و عصاره ی ویروسی خالصی نبوده . سرعت نشت چنین آنتی بادی که مربوط به پروتئین گیاهی است مثل سرعت نشت مولکول های آنتی بادی است .

آنتی ژن یا آنتی ویروس خیلی کندتر از آنتی بادی رسوب کرده

 

 

ذرات ویروس سرعت نشت بیشتری دارند نسبت به آنتی بادی

 

 

احتمالا دو جزء  در حفره ی آنتی ژن وجود دارد که در حفره ی آنتی بادی ، آنتی بادی های مربوط به آن وجود دارند. مثلا در حفره ی آنتی ژن هم ویروس  وهم پروتئین گیاهی است، حالتی مشابه هم وجود دارد که خطوط رسوبی غیر واضح تشکیل شده  و نتیجه ای است که بین آنتی ژن وآنتی بادی یک واکنش صورت گرفته و مقدار واکنش دهنده ها اوپتیمم نبوده و مقدار آنتی بادی زیاد تر بوده است.

 

تفسیر نتیجه ی آزمون بیان کننده ی ارتباط بین ویروس ها یا نژاد های ویروس خواهد بود:

واکنش بین این دو به این صورت خواهد بود که دو خط رسوبی متقاطع تشکیل خواهد شد، در اینجا آنی ژن ها تعیین کنندده ی آنتی ژنی مشابه ندارند. خط رسوبی متقاطع بین آنتی بادی و دو چاهک آنتی ژن ایجاد شده نشان  دهنده ی عدم  ارتباط دو آنتی ژن 1 و 2 است ، هرچ ند آنتی بادی های این ها به صورت مخلوط درون آنتی سرم وجود دارند یا به عبارتی زمانی چنین خط رسوبی ایجاد می شود که  در دو حفره ی آنتی ژن دو وروس متفاوت وجود داشته باشد.

 

 

در صورتی که درون چاهک های آنتی ژن دو آنتی ژن مشابه و یکسان وجود داشته باشد و آنت بادی نیز با این دو آنتی ژن مرتبط باشد این نوع واکنش رسوبی بروز کرده  و انتهای خطوط رسوبی در مرز بین دو چاهک آنتی ژن به هم متصل شده و همدیگر راقطع نمی کنند ، نشان دهنده ی این است که یا دو ویروس یکی هستند یا بسیار شبیه هم اند.

 

تفسیر این نوع واکنش این است که  اگر ویروس ها در تعدادی از تعیین کننده های آنتی ژنی مشترک باشند چنین واکنشی بروز میکند ، در این صورت هلال رسوب آنتی بادی های اختصاصی با آنتی ژن همگن به خارج از هلال رسوب آنتی ژن غیر همگن نشت می کند . این حالت نشان می هد که ویروس ها به هم نزدیک اند و یک رابطه ی نسبی بین آنها وجود دراد اما شباهت کامل ندارند. مثلا در مورد نژادهای نزدیک  ویروس یا آنتی سرمی که در مقابل یکی از ویروس ها تهیه شده در محل برخورد هلال دو رسوب شاخکی تشکیل می شود.

 

جداسازی و کشت باکتری های بیماری زای گیاهی

ازپاتوژن های مهم گیاهی اند و در گیاهان ایجاد سوختگی و پژمردگی و و پوسیدگی و شانکر و گال می کند که در تعدای از گیاهان بیماتری های مهمی تلقی می سود  مثلا بیماری سوختگی آتشی در سیب وگلابی، شانکر باکتریایی در مرکبات ، گال باکتریایی در انگور و تعدادی از میزبان های دو لپه ای ، پوسیدگی قهوه ای سیب زمینی ، پوسیدگی حلقه ای سیب زمینی.

برای جداسازی و کشت یک باکتری بیماریزا باید نمونه های بیماری بر اساس علائم مشخص بیماری شناسایی و جمع آوری شود و نمونه هادر کیسه های پلاستیک به آزمایگاه منتقل می شود، در صورتی که فاصله ی بین محل نمونه برداری و آزمایشگاه زیاد باشد باید نونه را در محیط سرد یا فلاسک حاوی یخ به آزمایشگاه منتقل کرد . در آزمایشگاه باید تا زمان جداسازی باکتری باید نمونه در یخچال نگهداری شود.برای تست اولیه ی نمونه ها می توان ابتدا قسمتی از بافت گیاه  را در داخل یک یا چند قطره آب مقطر و یا ماده ی رنگی قرار دهیم  و زیر میکروسکوپ مشاهده کنیم ، در صورت وججود آلودگی باکتریایی جریان ملایمی به صورت شفاف  باکتری نامیده می شود. این تست ابتدا Ooze از داخل گیاه خارج شده و این جریان حاوی تعدادی از سلول باکتری می باشد که

می تواند نشان دهد که در نمونه های گیاهی باکتری حضور دارد اما اثبات دقیق این موضوع نیازمند کشت نمونه و جداسازی باکتری از نونه هاستو بعد از انجام تست باکتری باید از بافت گیاهی استخراج و خالص شود ، برای این منظور نمونه ی آلوده زیر جریان ملایم آب لوله کشی شست و شو شده سپس در روی یک سطح ضد عفونی شده آنرا به قطعات کوچکی توسط تیغ اسکالپل  استریل برش می دهیم. بهتر است در قطعات برش داده شده  هم بافت سالن و هم آلوده ی گیاه وجود داشته باشد. قطعات برش دار شده داخل آب مقطر استریل درون پتری دیش استریل  به مدت 1-2 ساعت قرار داده می شود. پتری دیش ها باید در بسته باشند . پس از این مدت با استفاده از چند قطره از آب مقطر درون پتری در روی محیط کشت نوترینت آگار ، آگار را کشت می دهیم : ابتدا چند قطره از آب مقطر حاوی باکتری را در روی محیط کشت می گذاریم و به وسیله ی لوپ استریل چند قطره آب مقطر روی محیط کشت پخش می کنیم. سپس لوپ را روی شعله ی چراغ الکلی استریل کرده  و بعداز سرد کردن از انتهای خط 1 چند خط به وسیله ی لوپ استریل روی محیط کشت می کشیم ( خط2) ، مجددا لوپ استریل و سرد می شود و از انتهای خط2 چند خط مجددا کشیده می شود ( خط3) . دوباره لوپ را استریل کرده و سرد می کنیم و از انتهای خط 3 دو باره چند خط می کشیم ( خط 4) . انتهای خط 1و 4 نباید به هم متصل شوند. بعداز این مراحل پتری دیش را به صورت دربسته در دمای حدود 20 درجه سانتی گراد در انکوباتور قرار می دهیم. بعد از 3-4 روز باکتری در محیط کشت رشد می کند . ظهور باکتری در محیط کشت به صورت کلنی های لعابی به رنگ های مختلف سفید و شیری و زرد و قرمز و به اشکال مختلف گردو سیال  با حاشیه ی صاف یا ناصاف به صورت تخت یا محدب ممکن است بروز کند. کلنی باکتری در خط اول کاملا متراکم  و غیر واضح و آمیخته  با باکتری های دیگر است ، اما در خط 4 تک کلنی

 

Streakهای باکتری به صورت کاملا جدا می شود این نوع کشت دادن رامخطط کردن  میگویند .

تهیه ی محیط کشت نوترینت آگار برای جداسازی و کشت باکتری های بیماری زای گیاهی

این محیط کشت هم می تواند به صورت آماده باشد ویا از مخلوطی از مواد مختلف تهیه شود. آگار غذایی بر اساس برچسبی که روی محسط کشت نوشته شده تهیه می شود. مقدار مورد نیاز 10 گرم/500سی سی ، است. محیط کشت تهیه شده را دوباره گرم می کنیم مثلا در اتوکلاو در دمای 100 درجه ی سانتی گراد قرار می دهیم، به مدت 10 دقیقه صبر می کننیم تا دمای 50 درجه سرد شود و بعد محیط کشت را می ریزیم.( چون از آنتی بادی استفاده نمی شود ).

بعد از تهیه ی محیط کشت باید از باید از کشت های مجدد استفاده شود، برای اینکه محیط کشت سالم داشته باشیم این کار را انجام می دهیم..در روش کشت مجدد کشت خالص باکتری باید تازه و آماده برای استفاده درتست های تشخیصی باشد.تست تازه تستی است که حدود 24 ساعت از کت آن گذشته باشد.در این نوع کشت باکتری در فاز رشد لگاریتمی استو سلول های جوان محیط گشت را تشکیل می دهد، مزیت آن این است  که در آزمون های تشخیص بیوشیمیایی فیزیولوژیک جواب صحیح مطلوب خواهد شد . استفاده از محیط کشت کهنه در آزمونها نتایج غلط یا مغشوشی را حاصل می کند.کشت مجدد مشابه کشتهای قبلی به صورت مخطط خواهد بودو بعداز کشت محیط های کشت در دمای مناسب اتاق یا انکوباتور به مدت 2-3 روز نگهداری می شود، البته می توان این کشت هارا به یخچال منتقل کرد و مدت طولانی تری از آن استفاده کرد. از معایب مهم کشت مجدد این است که باکتری ممکن است قدرت بیماری زایی خود را از دست بدهد یا قدرت بیماری زایی باکتری تا حد زیادی کاهش می یابد.پس توصیه می شود که برای آزمون های بیماری زایی وتست های فوق حساسیت در توتون از کشت هایی استفاده شود که مربوط به کشت های مجدد نباشد. برای شناساییی باکتری جداسازی شده وخالص باید در مورد بیماری زایی آن در گیاه اطمینان حاصل شود . برای اطمینان از بیماری زا بودن باکتری:

تلقیح باکتری خالص و تازه به گیاه مشابه  کن باید به روش مناسبی صورت گیرد تا تیجه ی مطلوب در خصوص ایجاد علائم در گیاهان تلقیح شده انجام شود.

ممکن است تلقیح باکتری به صورت اسپری یا تزریق یا مالیدن باکتری به یک سطح زخمی از اندام گیاهی باشد و ...

آزمون فوق حساسیت در توتون یاشمعدانی

استفاده می شود و در گلدان ها کاشته شده و تلقیح انجام می شود، بهWhite Burlyذر این آزمون ترجیحا از توتون و واریته ی

جای توتون می توان از شمعدانی استفاده کرد که می تواند واکنش فوق حساسیت در اثر تزریق باکتری نشان می هد . چه در آزمون بیماری زایی و چه در فوق حساسیت لازم است که ابتدا کشت 24 ساعته ی باکتری در محیط کشت نوترینت آگار تهیه شود. این کشت به وشیله ی آب مقطر استرسل به صورت سوسپانسیون تهیه می شود که سوسپانسیون تهیه شده باید برای تزریق تا رقت معینی آماده  باشد در این صورت واکنش فوق حساسیت در توتون یا cfuشود، ثابت شده است که اگر جمعیت ابکتری داخل سوسپانسیون 109

شمعدانی  ایجاد می شود  ، واحد تشکیل دهنده ی کلنی اگر این مقدار باشد جمعبتش برای ایجاد واکنش فوق حساسیت کفایت می کند . برای تنظیم این مقدار جمعیت باید این سوسپانسیون کدورت سنی شود که با دستگاه اسپکتروفوتومتر انجام می شود. ابتدا این دستگاه را تنظیم یا کالیبره می کنیم که ا استفاده از یک بافر آب مقطر انجام می شود

جذب نور = Absorbance = A

OD=  Optical Density

=عبور نور.T= Transsmitance

برای آب مقطر میزان عبور نور صفر است . در مقابل واحد دیگری در دستگاه قابل تنظیم است یعنی  عبور نور.

مقدار جذب نور 100 خواهد بود. به معمول در مورد سوسپانسیون باکتری از دو واحد اولی استفاده می شود. طول موجی ک هدستگاه در آن تنظیم می شود 600 نانومتر است و دستگاه کالیبره شده و سوسپانسیون باکتری داخل ظروف دستگاه اسپکتروفوتومتر کدورت سنجی می شود که به شکل مثلث است که کوت یا سل نامیده می شود. برای اینکه عدد      Tکه در صورت تنظیم شدن روی

بین 0.1-0.2 خوانده شود . اگر اعداد نشان داده شده بیشتر از اینOD 109 بدست آید و سوسپانسین برای تزریق مناسب باشد  باید

مقدار باشد یعنی سوسپانسیون غلیظ است و با افزودن آب مقطر متوان آنرا رقیق کردتا به مقدار تنظیمی دستگاه اسپکتروفوتومتر برسیم  و به وسیله ی سرنگ استریل سوسپانسیون را به بشره ی زیرین برگ توتون یا شمعدانی تزریق می کنیم  و روی دمبرگ برگ های تزریقی برچسب زده و چند تزریق هم با آب مقطر استریل به عنوان شاهد انجام می دهیم.گلدان های تزریق شده را در شرایط گلخانه نگهداری می کنیم  و از 5-6 ساعت بعد از تزریق تا حدود 72 ساعت  هرنوع تغییر رنگ در برگ هی تزریق شده را ثبت و یادداشت می نیم. اگر باکتری بیماری زای گیاهی باشد در برگ ها ابتدا علائم کلروز یا زردی ظاهر مش یود و بعد این لکه ها تبدیل به لکه های بافت مرده می شود  اگر چنین علائمی در مدت حداکثر 72 ساعت در برگای تزریقی مشاهده نشد ، باکتری بیماری زای گیاهی نیست.

آزمون گرم

بعد ا زاثبات بیماری زا بودن باکتری جداسازی شده از گیاه آلوده یا بیمار باید تست های تشخیصی باکتری به منظور تعیین جنس ، گونه و زیر گونه ی باکتری انجام گیرد.از اولین تست هایی که باید انجام شود  آزمون گرم است که به وسیله ی آقای گرم ابداء شده ، این آزمون رب اساس رنگ آمیزی سلول باکتری در سه مرحله انجام می شود که در پایان رنگ آمیزی  باکتری هایی که به رنگ آمیزی واکنش مثبت نشان داده اند  به عنوان گرم مثبت فرض شده و به رنگ آبی تیره یا بنفش دیده می شود  باکتری هایی که واکنش منفی نشان می دهند گرم منفی  هستند و به رنگ قرمز دیده می شوند.

مواد مورد نیاز : 1 . کشت خالص  24 ساعته ی باکتری ، 2 . لام تمیز ، 3 . الکل، 4 . آب مقطر ، 5 . چراغ الکلی ، 6 . ظرف مناسب برای شست و شو ی لام  رنگ آمیزی شده ، 7 . مواد رنگی به ترتیب شامل کریستال ویوله ، لوگول ، سافرانین اُ

البته در مورد سوم می توان الکل یا استون یا مخلوط 50:50 از این دو استفاده کرد.

ابتدا لام تکیزی انتخاب و مقداری از کلنی تازه ی باکتری در یک طرف لام به وسیله ی لوپ استریل قرار داده می شود و سپس به وسیله ی یک لام دیگر کلنی باکتری به آرامی توسط یک قشر نازک در سطح لام پخش می شود . قشر باکتری پخش شده نباید نه خیلی نه خیلی نازک و نه خیلی ضخیم باشد در  غیر این صورت شاید نتیجه ی  رنگ آمیزی درست نباشد . قشر پخش شده ی  باکتری را به آرامی از روی شعله ی چراغ الکلی عبور دهیم  تا کاملا روی لام تثبیت شود ، سپس لام را روی یک سطح صاف به صورت افقی قرار می دهیم . ابتدا محلول رنگی کریستال ویوله را به طور کامل روی سطح لام  می ریزیم طوری که تمام سطح لام به وسیله ی محلول رنگی کریستال ویوله پوشانده شود . بعد از یک دقیقه رنگ را از روی لام خالی می کنیم ، سطح لام را به وسیله ی آب مقطر به مدت چند ثانیه شست و شو می دهیم ، سپس سطح لام را به آرامی به وسیله ی کاغذ صافی یا خشک کن ، خشک می کنیم . در مرحله ی بعد ریختن محلول رنگی  لوگول روی لام ، این مرحله ی رنگ آمیزی نیز یک دقیقه خواهد بود . لوگول عبارتست از محلول الکلی ید در یدور پتاسیم که باید در یک شیشه ی تیره رنگ نگهداری شود و بعد از یک دقیقه رنگ را از روی لام خالی کرده و به وسیله آب مقطر  سطح لام را شسته و با کاغذ صافی خشک کنیم. مرحله  ی بعد رنگ بری به وسیله ی الکل اتیلیک خالص ( 96%) ویا به وسیله ی استون خواهد بود  این مرحله در صورتی که با الکل انجام شود حدود 30 ثانیه طول می کشد که بعد از آن الکل را از روی لا م خالی و سطح لام را به وسیله ی را کاغذ خشک کن ، خشک می کنیم و بعد سطح لام را با آب مقطر به مدت چند ثانیه شست و شو می دهیم .آخرین مرحله ی رنگ آمیزی سطح لام به وسیله ی محلول رنگی سافرانین به مدت 10 ثانیه است  که پس  از آن رنگ  را از روی  لا م خالی کرده و با آب مقطر به مدت چند ساعت شست و شو و با کاغذ صافی سطح لام را خشک می کنیم ، لام زیر میکروسکوپ مشاهده می شود ، اگر رنگ لام آبی تیره یا بنفش باشد  باکتری گرم مثبت است و اگر به رنگ قرمز باشد گرم منفی است

 

آزمون حلالیت در پتاس3%

آزمایشی سریع برای ثابت کردن گرم مثبت یا منفی بودن باکتری است

، لام تمیز KOH 3% مواد :

با قطره چکان می ریزیم و مقدار کمی از کلنی باکتری را با لوپ استریل  یا KOH 3%روش کار: ابتدا  روی لام تمیز 1-2 قطره   روی لام به طور کامل مخلوط میکنیم  و تولید یا عدم تولید ماده ی چسبناک و قابل کش آمدن KOHچوب کبریت برداشته و با محلول با برداشتن  چوب کبریت از سطح لام قابل تشخیص خواهد بود . اگر کش بیاید گرم منفی است و اگر کش نیاید  گرم مثبت است .

 

Oxidative Fermentative                                   OFآزمون

میخ خواهیم ثابت کنیم که باکتری هوازی اجباری است یا اختیاری  یا اینکه بی هوازی است .

، قند گلوکز، پارافین مایع ، لوله ی آزمایشOFمواد لازم : محیط کشت

خنثی به رنگ سبز دیده می شود که PHابتدا محیط کشت  را به اندازه ی مورد نیاز تهیه و استریل می کنیم . این محیط کشت در

معرف برم تیمول بلو است .

خنثی PHرنگ سبز=>

قلیاییPH رنگ آبی =>

اسیدیPH  رنگ زرد=>

همزمان محلول گلوکز10% تهیه و با استفاده از فیلتراسیون استریل می شود مه قطر آن ها بین 0.45-0.1 میکرومتر است . ارلن را در اتو کلاو استریل می کنیم و سپس کاغذ فیلتر را روی سطح ظرف می گذاریم  و ظرف دیگر را در سرش قرار داده و با گیره  مخلوط می کنیم . قبل از ریختن محیط کشتOFمحکم می کنیم  و بعد محلول قندی را میریزیم  که آن را با محیط کشت استریل شده ی آنرا با محلول قندی استریل شده مخلوط میکنیم و در لوله های آزمایش با حجم ثابت می ریزیم . در صورتی که  فیلتر نداشته باشیم از روش تیندالیزاسیون  استفاده می کنیم  که عبارتست از جوشاندن محلول به مدت 20 دقیقه  ر 3 روز متوالی به مدت 24 ساعت . با این روش محلول قندی تجزیه هم نمی شود . در آخر تلقیح کلنی باکتری در دو لوله ی آزمایش حاوی محیط کشت صورت می گیرد . پس از تلقیح باکتری در محیط کشت روی یکی از آن ها  به ارتفاع 2 سانتی متر پارافین مایع استریل می ریزیم  و روی دیگری ریخته نمی شود . ریختن پارافین مایع  به منظور تامین شرایط بی هوازی بدن پارافین خواهد بود . لوله های آزمایش پس از تلقیح در شرایط آزمایشگاه  یا انکوباتور به مدت 1 هفته تا 1 ماه نگهداری می شود پس از این مدت ثبت نتیجه آزمایش بر اساس تغییر رنگ از سبز به زرد  در لوله های آزمایش پارافین دار وبدون پارافین صورت می گیرد. اگر پارافین زرد شده باشد  نشان دهنده این است که باکتری بی  هوازی اجباری است ، چون  در شرایط هوازی هیچ رشدی  نکرده امادر زیر پارافین رشد کرده  نشانه ی رشد باکتری  وتکثیر آن ، تغییر رنگ است .

دلیل ترشح اسید دز محیط کشت زنده بودن باکتری در محیط کشت  و تکثیر  باکتری و استفاده از قند محیط کشت است . اگر فقط لوله ی آزمایش بدون پارافین زرد شده باشد  و لوله ی آزمایش پارافین دار بدون تغییر باشد نشانه ی هوازی بودن است  و اگر هر دو لوله ی آزمایش پارافین رشد کرده باشد نشانه ی بی هوازی بودن باکتری اختیاری است.

 

Levant test   or   Levan formation    تست  لوان

لوان یک پلی ساکارید برون سلولی است که توسط تعدادی باکتری تولید می شود  و وجود یا عدم وجود این خصوصیت ، خصوصیاتی را به اکتری می بخشد  که می تواند به حفاظت آنها در محیط های خشک و بی آب  کمک کند . باکتری هایی که لوان تولید می کنند با استفاده از آنزیم لوان سوکراز  این ماده را ساکارز سولید می کنند.

روش کار: محیط کشت نوترینت آگار به اندازه ی مورد نیاز تهیه شده  و 5% ساکارز اضافه می شود ، سپس این محیط کشت در اتوکلاو استریل و بعد در پتری دیش های استریل پخش می شود . پس از انجناد و سرد شدن محیط کشت بامتری یا باکتری های مورد نظر به صورت خطی یا لکه ای در محیط کشت تلقیح می شود . محیط کشت های تلقیح شده را درشرایط آزممایشگاه  و دمای 20-25 درجه یا در انکوباتور نگهداری می کنیم. ثبت نتیجه آزمایش بعد از حداقل 3 روز صورت می کیرد  در صورتی که کلنی های لعاب دار یا گنبدی شکل تشکیل شود  باکتری لوان مثبت  در غیر این صورت لوان  منفی است.

 

Starch hydrolysis   آزمایش هیدرولیز نشاسته

به منظور شناسایی باکتری هاست . نشاسته از دو پلی ساکارید تشکیل شده : آمسلوز وآمیلو پکتین . از نظر مقدار درصد مقدار آمیلو پکتین بیشتر است . توانایی یک باکتری برای اینکه بتواند نشاسته را هیدرولیز کند  و گلوکز را به وجود آورد وابسته به وجود یا عدم وجود تعدادی از آنزیم هاست  که می تواند هیدرولیز کامل نشاسته را تا تولید گلوکز انجام می دهد.  باکتری هایی نیز هستند که قادر به هیدولیز کامل نشاسته نیستند ، چون  آنزیم های لازم برای هیدرولیز را ندارند  از جکله آنزیم های آلفا آمبلاز و مالتاز. در اثر هیدرولیز نشاسته به وسیله ی آنزیم آلفا آمیلاز محصولات واسطه ای در محیط تولید می شود  که متفاوتند مثل اولین محصولی که از تجزیه ی نشاسته حاصل می شود که آمیلوز + آمیلو پکتین است. آمیلوز و آمیلوپکتین  شاید با تاثیر بیشتر آلفا آمیلاز تجزیه شود .

آمیلو پکتین بر اثر آنزیم آلفا آمیلاز => دکسترین براثر آنزیم آلفا آمیلاز => آکرودکسترین  بر اثر آنزیم آلفا آمیلاز => اولیگو 1 و 6 گلوکوزیداز=> آلفا-مالتوز بر اثر آنزیم مالتاز => دو مولکول گلوکز  که در حضور لوگول بی رنگ است .

روش کار: تهیه ی محیط کشت نوترینت آگار ، اضافه کردن نشاسته ی محلول به اندازه ی دو در هزار.سپس محیط کشت استریل و در پتری دیش های استریل پخش می شود و پس از انجماد محیط کشت کلنی های باکتری های تازه ی مورد نظر را به صورت خطی یا لکه ای در محیط کشت تلقیح می کنیم . سپس آنها را در دمای آزمایشگاه ویا انکوباتور به مدت 3 روز نگه می داریم. ارزیابی نتیجه ی آزمایش بعداز 3 روز با ریختن محلول لوگول روی محیط کشت انجام می شود. اگر رنگ محیط کشت آبی شود نتیجه ی آزمایش منفی است و اگر بی رنگ یا شفاف باشد  نتیجه مثبت است.

آزمایش  DNase

دی اکسی ریبو نوکلئاز

DNA هستند می تواند DNase انجام می شود. باکتری هایی که دارای آنزیم DNAبه منظور اثبات توانایی باکتری در تجزیه ی

موجود در محیط کشت خود را به نوکلئوتیدهای تشکیل دهنده ی آن تجزیه کنند.

روش کار: ابتدا محیط کشت را به اندازه ی مورد نیاز تهیه ، پس از استریل کردن دراتوکلاو و در پتری دیش های استریل ریخته  می شود  بعد از سرد ومنجمد شدن محیط کشت ، باکتری های مورد نظر را به صورت لکه ای یا خطی در محیط کشت تلقیح می کنیم  و آن هارا در آزمایشگاه در دمای 20-25 درجه سانتی گراد  یا در انکوباتور نگهداری می کنیم . ثبت نتیجه آزمایش بعد از 3 روز انجام می شود. برای ثبت نتیجه آزمایش روی محیط کشت اسید کلریدریک 3 نرمال می ریزیم ، در صورتی که  در اطراف  مثبت و در غیر این صورت منفی است.DNase کلنی باکتری  هاله ی شفاف ایجاد شود  باکتری

در حضور اسید کلریدریک رسوب  DNA در اسید کلریدریک  محلول اند در صورتی که خود DNA تفسیر نتیجه : نوکلئوتیدهای

کرده و حل نمی شود .پس بامتری اگر دی-ان-ای موجود در محیط کشت را تجزیه کند نوکلئوتیدهای حاصل از تجزیه در اسید کلریدریک حل شده و اطراف ملنی باکتری شفاف می شود  اما اگر دی-ان-ای تجزیه نشده باشد دی-ان-ای در اسید کلریدریک رسوب کرده و هاله ی شفاف در اطراف کلنی باکتری ایجاد نمی شود.

آزمون تولید پیگمان فلورسنت

در مورد جنس پزدوموناس انجام می گیدر و توانایی تولید رنگ فلورسنت یا رنگدانه ی فلورسنت توسط باکتری مورد آزمایش قرار می گیرد . تولید رنگدانه ی فلورسنت که با نام فلورسین شناخته می شود از ویژگی های باکتری پزودوموناس است. در این آزمایش   به اندازه ی مورد نیاز تهیه و به ازای مقدار تهیه شده گلیسیرین نیز به آن اضافه شده و سپس King ,s B Medium ابتدا محیط کشت اتوکلاو می گردد . پس از استریل کردن محیط کشت در پتری دیش های استریل می ریزیم. بعد از انجماد محیط کشت تلقیح باکتری به صورت لکه ای یا خظی انجام می شود. ثبت نتیجه ی آزمایش بعد از 3-4 روز بر اساس تولید یا عدم تولید پیگمان زرد مایل به سبز در محیط کشت انجام می گیرد . این پیگمان در درون محیط کشت نیز نفوذ کرده و از پشت پتری دیش مشخص است . در صورت تولید پیگمان با قرار دادن پتری دیش زیر لامپ ماوراء بنفش در محیط کشت درخشندگی ایجاد می شود.

آزمایش ذوب ژلاتین

برای اثبات توانایی یک باکتری در ذوب ژلاتین انجام می گیرد ، باکتری هایی که دارای توانایی ذوب ژلاتین اند آنزیم مربوطه به نام آنزیم ژلاتیناز را دارند. باکتری هایی که قادر به تجزیه ی ژلاتین نیستند ، فاقد ژلاتیناز اند. ژلاتین پروتئینی است که از منشا آن کلاژن و  کلاژن هم از بافت پیوندیمنشا می گیرد. کلاژن یک پروتئین نامحلول است اما بعد از جوشاند ن به ژلاتین که محلول است تبدیل مشود . از نظر ساختمان شیمیایی هر دو مشابه اند و ساختمان فیزیکی متفاوت است . در نتیجه ی ذوب ژلاتین خاصیت چسبندگی و ژله ای را از دست دادهع  و به مایع تبدیل می شود و حتی در یخچال هم حالت مایع حفظ می شود. باکتری به این دلیل ژلاتین را تجزیه می کند، چون مولکول ژلاتین بزرگ است و برای مصرف ژلاتین باید آن را به واحدهای کوچکتر تبدیل کند.

روش کار:  نوترینت ژلاتین به مقدار کافی تهیه می شود ، محیط کشت تهیه شده روی اجاق برقی یا گاز تا دمای 50 درجه گرم می شود، چون ژلاتین در آب سرد حل می شود تا محیط کشت کاملا در آب مقطر حل شود .پس از حل شدن محیط کشت آن را در لوله ی آزمایش یا حجم 5 سی سی تقسیم می کنیم. لوله ی آزمایش حاوی محیط کشت را به صورت دربسته در در اتوکلاو استریل می کنیم، سپس باکتری مورد نظر را به محیط کشت تلقیح می کنیم و سپس لوله ای آزمایش را در در دمای آزمایشگاه  یا در انکوباتور 20-25 درجه به مدت 3-4 روز نگهداری می کنیم. قبل از ثبت نتیجه ی آزمایش لازم است لوله های آزمایش 1 ساعت در یخچال نگهداری شود .بعد ثبت نتیجه بر اساس سیال بودن یا جامد بودن محیط کشت در لوله های آزمایش به عنوان به ترتیب نتیجه ی مثبت ( ژلاتیناز مثبت) و نتیجه ی منفی ( ژلاتیناز منفی)  انجام می دهیم.قرار دادن لوله های آزمایش در یخچال قبل از ثبت نتیجه  به منظور حف دمای محیط در ذوب کردن ژلاتین است.

آزمون لهانیدن ورقه های سیب زمینی

توانایی باکتری برای تجزیه ی بافت های سیب زمینی ارزیابی می شود ، در واقع در این آزمایش فعالیت آنزیم پروتوپپتیناز ارزیابی می شود .

روش کار: ابتدا یک غده ی سیب زمینی کاملا شست وشو می شود سپس سطح آن را با الکل ضد عفونی کرده و با تیغ اسکالپل استریل پوست آن را کنده و ورقه های نازک  به ضخامت 1 سانتی متر  از آن تهیه می شود. در هنگام تهیه ی ورقه ها باید مراقب بود که ورقه ها روی میز کار نیفتد.سپس ورقه ها را باید در پتری دیش استریل قرار داد ، سپس در روی ورقه ی سیب زمینی  یک شیار باریک به ضخامت 2-3 میلی متر به وسیله ی تیغ اسکالپل ایجاد می شود. سپس مقداری از کلنی تازه ی باکتری را روی این شیار داخل سیب زمینی  میمالیم ، کمی آب مقطر استریل داخل پتری دیش میریزیم طوری که سطح آب بالاتر از سیب زمینی قرار نگیرد. پتری دیش را به صورت در بسته در شرایط آزمایشگاه به مدت 4-5 روز نگهداری میکنیم . بعد ارزیبی نتیجه ی آزمایش بر اساس ایجاد لهیدگی و بد بو یا عدم تغییر در سیب زمینی به ترتیب به عنوان نتایج مثبت یا منفی ثبت می شود.

از سیستئین و تیوسولفات سدیم H2Sآزمون تولید

برای اثبات توانایی باکتری برای تولید گاز هیدروژن سولفید به صورت آنزیمی از مواد آلی گوگرد دار انجام می شود از جمله اسیدآمینه ی سیستئین  یا سیستئین یا تیوسولفات سدیم. برخی منابع مثل پپتون ، سیستئین و سیستئین یا تیوسولفات سدیم به عنوان منبع گوگرد مور استفاده ی باکتری قرار می گیرد اما لازم است آنزیم مربوط به تجزیه  این مواد یعنی آنزیم سیستئیناز یا آنزیم سیستئین   ، اسید پیروویک و آمونیاک است.H2Sسولفید را  داشته باشد . نتیجه ی تاثیر این آنزیم  بر روی این مواد تولید

این گاز ، بی رنگ است  ، متصاعد شدن آن در محیط کشت تا حدودی غیر محسوس است . اما همین گاز می تواند  با استات سرب  واکنش داده و ترکیب  ین دو سولفید سرب + استات می دهد. سولفید سرب سیاهرنگ است .

0.5 گرمK2HPO4روش کار: ابتدا محیط کشت مایع  وای-اس-بروس تهیه می شود که ترکیباتش شامل فسفات آمونیوم 0.5 گرم ،

، سولفات منیزیم 0.2 گرم ، نمک طعام 5 گرم ، عصاره ی مخمر 5 گرم و آب مقطر 100 سی سی.

به این محیط کشت 0.1 گرم سیستئین یا 0.5  گرم پپتون یا 0.5 گرم تیوسولفات سدیم  اضافه می کنیم  سپس لوله های آزمایش حاوی محیط کشت را در اتوکلاو استریل کرده و سپس باکتری مورد نظر را به لوله های آزمایش تلقیح کرده   و نوارهای کاغذی آغشته به استات سرب را در داخل لوله ی آزمایش قرار می دهیم طوری که انتهای نوارها با محیط تماس پیدا نکند . سپس لوله های آزمایش در محیط آزمایشگاه یا در انکوباتور به مدت 3-4 روز نگهداری میشود.ارزیابی نتیجه ی آزمایش بر اساس سیاه شده یا عدم تغییر رنگ نوارهای کاغذی به ترتیب به عنوان نتیجه ی مثبت یا نتیجه ی منفی ثبت می شود. اگر باکتری آنزیم سیستئیناز داشته باشد باعث خروج گاز می شود.

آزمون کاتالاز

به منظور اثبات توانایی باکتری در تولید آنزیم کاتالاز انجام می شود . این آنزیم در اغلب باکتری های هوازی و غیر هوازی تخمیری که دارای سیتوکروم هستند وجود دارد. اغلب باکتری هایی که سیستم سیتوکروم ندارند ، این آنزیم را هم ندارندو قادر به شکست آب اکسیژنه نیستند. اغلب باکتری های غیر هوازی از آنزیم پراکسیداز استفاده می کنند .کاتالازها هم در تعدادی از حیوانات و تعدادی از باکتری ها و هم گیاهان وجود دارد. کاتالازی که آب اکسیژنه را تجزیه می کند به شرایط غیر طبیعی حساس است. آب اکسیژنه یک محصول نهایی تجزیه ی هوازی قند هاست  که در صورت تجمع برای باکتری سمی استو باعث مرگش می شود ولی اگر باکتری کاتالاز داشته باشد آن را تجزیه کرده و آب اکسیژنه از تجزیه ی آن حاصل می شود.

روش کار: ابتدا مقدار کمی از کلنی تازه ی باکتری را روی لام تمیز قرار می دهیم و سپس یک قطره آب اکسیژنه ی 3% روی آن می ریزیم ، در صورت تولید حباب هوا باکتری کاتالاز مثبتو در غیر این صورت کاتالز منفی است.

آزمون فوق حساسیت در توتون یا شمعدانی

این آزمون به منظور اثبات بیماری زی بودن باکتری است . قبل از تست باید بیماری زا بودن باکتر ی ثابت شود.

روش کار: سوسپانسیونی از کشت تازه ی باکتری به وسیله ی آب مقطر استریل تهیه می شود و سپس این سوسپانسیون را در اسپکتروفوتومتر  کدورت سنجی مشود به این معنی که با انجام کدورت سنجی  در این دستگاه باید رقت سوسپانسیون در حدی تنظیم  باشد. CFUشود که میزان جمعیت باکتری  109

برای تعیین این مقدار جمعیت در سوسپانسیون  ابتدا دستگاه روی طول موج 600 نانومتر تنظیم شده و دستگاه با استفاده از آب مقطر کالیبره می شود. اینت دستگاه هم میزا ن جذب نور  و هم عبور نور را در طول موج تنظیم شده نشان می دهد.

اگر با آب مقطر کالیبره شود جذب نور صفر و عبور نور 100 است .

سوسپانسیو باکتری پس از کالیبره شدن دستگاه داخل کوت قرار گرفته  و سپس کوت  را در داخل محفظه ی مخصوص قرار داده ،  باید مساوی با 0.1-0.2 باشد. اگر جذب نور حداکثر 0.2 باشد جمعیت باکتری ODعدد

خواهد بود .اگر غلیظ تر بود با اضافه کردن  آبب مقطر  استریل به این عدد می رسیم.پس از این تنظیم سوسپانسیون CFU 109

باکتری را با سرنگ معمولی  استریل به بشره ی زیرین برگ شمعدانی یا توتون تزریق کرده و روی دمبرگ برچسب می زنیم ، به عنوان شاهد یک یا دو تزریق هم با آب مقطر انجام می دهیم. گلدان های تلقیح شده در شرایط آزمایشگاه یا گلخانه نگهداری می شود. بروز واکنش فوق حساسیت  5-6 ساعت بعد از تزریق بررسی می شود. این واکنش شاید تا 72 ساعت در گیاه ظاهر شود. واکنش به صورت لکه های زرد در محل تزریق شروع شده و بعد تبدیل به لکه های نکروز یا بافت مرده می گردد. در صورتی که چنین واکنشی ظاهر نشود ، باکتری بیماری زای گیاهی نیست.

 

آزمون آنتی بیوگرام

در این آزمون حساسیت یا عدم حساسیت  یک باکتری نسبت به آنتی بیوتیک های مختلف مورد ارزیابی است، که به روش های مختلفی روی باکتری تاثیر می گذارد.بضی آنتی بیوتیک ها مانع تشکیل دیواره  ی سلولی  یا لایه ی پپتیدوگلیکان می شوند . مثلا پنی سیلین ، آمپی سیلین ، کاربنی سیلین ، سفالوتین،وانکومایسین،سفالکسین، . این آنتی بیوتیک ها  از سنتز دیواره ی سلولی جلوگیری می کنند. بعضی آنتی بیوتیک ها مانع از سنتز پروتئین باکتری می شوند: نئومایسین ،دوکسی سایکلین،آمیکاسین،کانامایسن،توبرامایسی،استرپتومایسین،اریتروماین،تتراسایکلین و جنتا مایسین.

باکتری جلوگیری می کنند مثل کلرامفنیکل که ایجاد تداخل در سنتز دی-ان-ای میکند.DNAبعضی آنتی بیوتیک ها از سنتز

آنتی بیوتیک هایی هستند که از سنتز اسید نوکلویک جلوگیری می کنند مثل نالدیسیک اسید.

روش کار: تهیه ی محیط کشت نوترینت آگار +2% گلوکز، سپس باکتری مورد نظر همراه با چند قطره آب مقطر استریل وری محیط کشت به وسیله ی لوپ پخش می شود. سپس دیسک های مختتلف آنتی بیوتیک با فواصل مناسب  روی محیط کشت قرار داده می شود. بعد از قرار دادن دیسک ها پتری دیش ها  در انکوباتور در دمای 20 درجه به مدت 2-3 روز نگهداری می شود ، سپس ارزیابی نتیجه ی آزمایش بر اساس رشد یا عدم رشد باکتری در اطراف دیسک های آنتی بیوتیک صورت می گیرد. اگر شعاع حلقه ی بازداری از رشد در اطراف دیسک آنتی بیوتیک بزرگ باشد ، باکتری نسبت به آنتی بیوتیک خیلی حساس است ، اگر شعاع کوچک باشد باکتری نسبت به آنتی بیوتیک حساسیت کمی دارد و اگر شعاع یا حلقه ی بازداری تشکیل نشود  و حتی در کنار دیسک کلنی باکتری  رشد نکند ، باکتری نسبت به آنتی بیوتیک حساس است.

+ نوشته شده توسط avaa در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ و ساعت 15:1 |
Penicillium.1

 

قبلا قارچ ناقص تلقی می شد.الان بصورت یک قارچ آسکومیست شناخته شده است.ابن قارچ در محیط های مختلف ،محیط غذایی،محیط های مرطوب، روی میوه ی مرکبات و تعدادی دیگر از میوه ها رشد می کند و باعث کچک زدگی وپوسیدگی می شود و قارچ شبیه جارو می باشد، دارای دیواره ی عرضی است.

این قارچ به صورت ساپروفیت در محیط های مختلف پراکنده است و زندگی می کند ولی در مواردی ممکن است باعث پوسیدگی چه در میوه و چه در مزرعه و چه در انبار شود.

 

Aspergillus.2

 

قبلا قارچ ناقص تلقی می شد و فعلا به صورت آسکومیست شناخته شده بود.اغلب گونه های این قارچ ساپروفیت است ولی تعدادی از گونه های این قارچ عامل پوسیدگی ها در میوه ها هستند ،تعدادی مولد توکسین های خطرناک در محصولات آجیلی و خشکباری هستند، هم به صورت جنسی و هم غیر جنسی تکثیر پیدا میکند، شکل غیرجنسی قارچ بیشتر در طبیعت دیده می شود.

Alternaria.3

 

گونه های متعددی دارد اغلب ساپروفیت هستند (گندرو) و تعدادی از گونه های این قارچ می تواند بیماری های گیاهی  مثل پوسیدگی ها ولکه برگی ها را در گیاهان مختلف زراعی ، باغی و درختان میوه ایجاد میکند.مثلا عامل بیماری لکه موجی در گوجه فرنگی و سیب زمینی  و در مرکبات سیاه شدن مرکز میوه است.مولد کنیدی و کنیدیوفور است .اسپورهای این قارچ در منطق مختلف ، آزمایشگاه ، مزرعه ، منزل و محیط اطراف به فراوانی یافت می شود و می تواند آلودگی های مکرر را باعث شود.اسپورها یا کنیدی های این قارچ به صورت تیپیک ، به شکل گرز مانند هستند.کنیدی های این قارچ به صورت آکروپتال تشکیل می شوند .یعنی همیشه در یک زنجیره ی کنیدی جوانترین کنیدی در بالای زنجیره قرار می گیرد.در صورتی که در زنجیره ی بازیپتال همیشه جوانترین کنیدی در پایین زنجیره قرار می گیرد. در دو قارچ آسپرژیلوس و پنی سیلیوم  نحوه ی تشکیل زنجیره ی کنیدی بازیپتال است.کنیدی اول تشکیل شده و کنیدی دوم هنگام تشکیل شدن کنیدی اول را بالا می زند و زیرش تشکیل می شود.این سه قرچ جزو قارچ های حقیقی هستند.]

Prenospora.4

 

مولد اسپور است . این اسپور اصطلاحا اسپورانژ نامیده می شود.گاهی هم کنیدی می ناممند.گونه های مختلفی دارد وپارازیت اجباری هستند. در گیاهان مختلف زراعی و باغی ، سفیدک های دروغی یا داخلی ایجاد می کنند.این قارچ روی هیف انشعاباتی به نام اسپورانژیوفور ایجاد می کند.روی هر استریگما  یک عدد اسپورانژتخم مرغی شکل تکیل می شود. هیف بدون دیئاره است .در گونه های این جنس  چون محتویات اسپورانژ به زئوسپور تبدیل نمی شود و اسپورانژ مستقیما جوانه می زند کنیدی گفته می شود مثل سفیدک های دروغی در اسفتاج و سویا . به دو شاخه شدن  متوالی اسپورانژیوفور دی پودیال گفته می شود.

Rhizopus .5

 

یک قارچ مولد اسپورانژ  و اسپورانژیوفور است و در شاخه ی  زیگومیکوتا و خانواده ی  طبقه بندی می شد.اکثرا ساپروفیت هستند و اسپور آنها در اتاق ،مزرعه، فضای آشپزخانه ،انبار و نظایر اینها وجود دارد و می تواند روی مواد غذایی و بعضی از گونه ها روی سبزیجات و میوه ها ایجاد آلودگی کند.به دلیل انکه در زیر اسپورانژ ،آپوفیز در این جنس تشخیص داده شد لذا در حال حاضر به خانواده ی  آبسیدیاسه منتقل شده است.در محیطی که قرار می گیرد برای رشد یک پل هیفی به نام استولون ایجاد می کند. مثل

 Rhizopus stolonifer

Cercospora.6

                                    

یک قارچ مولد کنیدی و کنیدیوفور است .کنیدیوفورهای این قارچ تیره رنگ وساده هستند و با شکافتن  بافت برگ به صورت دسته های خوشه ای خارج می شئندو روی کنیدیوفورها کنیدی سوزنی و چندسلولی وشفاف و بی رنگ در نقاط جدید رویشی به صورت متوالی تشکیل می  شود.حالت نقطه ی رشد زیگزاگی کنیدی را سیمپودیال یعنی نقاط جدید رویشی برای تشکیل کنیدی وجود دارد. گونه های مختلف آن پارازیت هستند وعامل لکه برگی.مثال

 عامل لکه گرد چغندرCercospora beticola

 

Marsonina .7

 

یک قرچ مولد کنیدی و کنیدیوفور است. دراین قارچ کنیدی و  کنیدیوفور مجم عا ساختاری به نام آسروول تشکیل می دهند که یک ساختار بشقاب مانندوتقریبا مسطح است.مجموعه ی کنیدی وکنیدیوفورابتدا زیر اپیدرمی هستند وبا افزایش کنیدی ها اپیدرم پاره شده وآسروول در سطح بافت برگ ظاهر می شودم مثال

. عامل آنتراکنوز گردوMaessonina juglandis 

Colletotrichum.8

 

این قارچمولد کنیدی وکنیدیوفور است.کنیدی و کنیدیوفورها مجموعا ساختاری به نام آ سروول تشکیل می دهند . آسروول در این قارچ دارای خارهای بلندو تیره رنگ است که  در پیرامون یا لابه لای آن تشکیل می شود و منشا خار هیف های قارچ است.فرق این جنس با جنس  گلواسپوریوم داشتن خار است. مثال

  عامل آنتراکنوز مرکبات gloeosporioides

     Fusarium .9

                                                                            

یک قارچمولدکنیدی وکنیدیوفور است.این قارچ گونه های متعددی دارد و اغب این گونه ها می تواننددر گیاهان مختلفی ایجا د بیماری کنند و تع دادی هم به صورت ساپروفیت روی بقایای گیا هی زندگی میکنند.کنیدیوفورها به صورتمنفرد یامجتمع تشکیل می شود، ساده وکوته و ظریف یا کلفت هستند.روی آن انشعاباتی وجود دارد که به فیالید ختم شده وروی فیالید کنیدی تشکیل می شود.کنیدی در این قارچ دو نوع است .

میکروکنیدی: تک سلولی، بیضوی و شفاف

ماکروکنیدی:چندسلولی،شفاف و به شکل قا یق

کنیدی وکنیدیوفور مجموعا اسپورودوکیوم را به وجود می آورد که یک ساختار برجسته وسطحی و زگیل مانند است وزیر اپیدرم تشکیل نمی شود.این قارچ علاوه براین دو کنیدی اسپوری دیگر به نامکلامیدوسپور تشکیل می دهد که اسپورهای کروی و تک سلولی و ضخیم هستند که به صورت زنجیره ای داخل خاک یا بافتهای آلوده وجود دارد.کلامیدوسپور اسپورمولداین قارچ است.مثل پوسیدگی خوشه و ریشه و پژمردگی آوندی در گیاهان زراعی وباغی و حتی درختا ن میوه است. خارج شدن چند فیالید از یک نقطه راحالت فراهم می گویند.برخی هر دو کنیدی و برخی فقط یک کنیدی را تولید می کنند. مثال

Fusarium graminerum

 چندین فرم مخصوص دارد که ایجاد پژمردگی آوندی می کند مثلا اسپورها آوند را اشغال می کنند ویا باعث تخریب F.oxysporum  آوند می شوند یاسلول ها را درآوند تحریک کرده وباعث بسته شدن  آوند می شوند.

 

 

 

 

 

 

 

Bipolaris.10

 

قارچ مولد کنیدی و کنیدیوفور است.این قارچ در طبیعت هم به صورت سا پروفیت و هم پارازیت  یافت می شود.کنیدیوفورهای این قارچ قهوه ای رنگ و اغلب ساده هستند و کنیدی هم روی کنیدیوفور هم به صورت انتهایی و هم جانب صورت می گیرد. کنیدی پوروسپور نامیده می شود و به رنگ قهوه ای است ، به صورت تقریبا استوانه ای یا دوکی شکل و تا حدودی خمیده وچند سلولی .این قارچ قبلا هلمینتوسپوریوم بود. عموما روی خانواده ی غلات ، پارازیت و عامل لکه برگی است. در مواردی که مرحله ی جنسی آن  شناخته شده تلئومورف آن با نام  کوچلیوبلوس نامگذاری شده که جزء آسکومیست هاست .مثال

Bipolaris sorokinianumعامل بیماری لکه قهوه ای معمولی جو

Botrytis.11

               

این قارچ هم مولد کنیدی و هم  کنیدیوفور است.در طبیعت هم به صورت ساپروفیت و هم پارازیت یافت می شود.کنیدیوفورهای قارچ باریک وشفاف و تیره رنگ است و منشعب می شود و در انتها انشعابات دو شاخه ای ایجاد می شود .قسمت ا نتهایی انشعاب  به قسمت متورم ختم می شود که زواید کوچکی روی قسمت برجسته ایجاد می شود که روی زواید کنیدی های تک سلولی شفاف  ودودی رنگ و تخم مرغی شکل قارچ تشکیل می شود.کنیدی را در قارچ بوتریوبلاستوسپور می گویند.مجموعه ی کنیدی ها روی قسمت برجسته به صورت خوشه یا توده ی خاکستری رنگ دیده می شود.این قارچ اسکلروتهای نامنظم و سیاه رنگ را تولید می کند می تواند پارازیت تعدادی از گیاهان باشد یا به صورت ساپروفیت باشد.در صورتی پارازیت کپک خاکستری رنگ است.مثلا کپک حاکسترس انگور و توت فرنگی و

عمل کپک خاکستری در انگور و سایر محصولات Botrytis cinerae

Curvularia.12

 

مولد کنیدی وکنیدیوفور است  . کنیدی های این قارچ چند سلولی تیره رنگ واغلب زرد مایل به قهوه ای و به صورت خمیده در روی کنیدیوفور تشکیل می شود.کنیدیوفورها  قهوه ای رنگ و ساده و حامل کنیدی هایی ست که روی آنها به صورت انتهایی یا جانبی تشکیل می شوند.کنیدی در این قارچ پوروسپور نامیده می شود.دوسلول انتهایی کنیدی رنگ روشنی دارند وسلول وسطی کنیدی هم درشت تر از بقیه ی سلول هاست . قارچ هم به صورت ساپروفیت هم پارارزیت در طبیعت یافت می شود.مثال

Curvularia lunata

Cytospora.13

 

 

در این قارچ به شکل کروی یا کوزه ای شکل است که درون آن کنیدیوفورهای کوتاه و تعداد زیادی کنیدی تشکیل می شود .کنیدی ها تک سلولی و کشیده و دارای خمیدگی است (سوسیسی شکل) به تعداد زیاد در درون پیکنید تشکیل می شود و از طریق دهانه خارج می شود.گونه های مختلفی دارد که درون بافت گیاه یا پوست میزبان تشکیل شده  و آن را پاره می کند و اسپورهای قارچ به هم پیوسته و رشته ی ژلاتینی را تشکیل می دهند و از زیر پوست درختن بیمار خارج می سوند.این قارچ مولد بیماری شانکر سیتوسپورایی یا لوکوستومایی است.جزو آسکومیست ها هستند. میزبان های آن شامل : درختان میوه ی هسته دار از جمله سیب و گلابی و درخت ان صنوبر و تبریزی و گردو است.ممکن است به صورت ساپروفیت هم روی چوب رشد کند.

Rhizoctonia .14

 

 

قبلا قارچ ناقص عقیم شمرده می شد.یعنی  مرحله ی جنسی آن شناخته نشده بودو در مرحله  ی غیر جنسی هم اسپور نداردو با تولید Thanatephorus  cucumeris  به عنوان آنامورف و تلئومورف آن Rhizoctznia solani مثال     هیف تکثیر می یابد.

که جزو بازیدیومیست ها ست.یک پاتوژن است و باعث پوسیدگی ها و گیاهچه میری و سوختگی ها می شود.در سیب زمینی بیماری

ایجاد میکند.از طریق خود هیف قابل شناسایی است.انشعابات هیف عمود بر هم هستند. Sheet Blight سوختگی غلاف  ساقه

در محل انشعاب دیواره عرضی تشکیل نمی شود و کمی فرو رفتگی در محل انشعاب روی هیف وجود دارد.در این قارچ آمیزش یا اختلاط هیف ها صورت می گیرد که آن را آناستاموز می گویند و باعث می شود سلول های هیفی که در اثر آن ایجاد شده اند بیش از یک هسته مشاهده می شود وحداقل 11 گروه آناستاموزی شناخته شده و با استفاده از رنگ آنها رامشخص می کنند.مثلا از رنگ گیمسا استفاده می کنند.

Helminthosporium.15

 

یک قارچ مولد کنیدی و کنیدیوفور است. کنیدیوفورهای این قارچ تیره رنگ و چند سلولی و به صورت مستقیم به حالت منفرد یابعضا خوشه ای تشکیل می شوند.کنیدی ها روی کنیدیوفور به صورت جانبی رشد می کند و کنیدی ها هم حالت انفرادی دارند  و به صورت استوتنه ای خمیده  ویا به شکل گرزی  وارونه تشکیل می شود. دارای دیواره ی عرضی کاذب است. هم به صورت پارازیت وهم ساپروفیت در طبیعت یافت می شود در حالت پارازیتی عامل سوختگی ها ولکه برگی هاست مثلا در غلات ودرختان میوه.

Ulocladium.16

 

مولد کنیدی و کنیدیوفور و کنیدیوفورها به صورت شاخه های راست از میسلیوم بالا می آید و تیره رنگ و چند سلولی هستند. کنیدی پوروسپور است، یعنی از سوراخ های روی کنیدیوفور کنیدی خارج می شود.کنیدی شکل بالشک مانند دارد و دارای دیواره ی عرضی و طولی است. دیواره ی طولی خالت مورب دارد . در دیواره ی عرضی فرورفتگی دیده می شود. کنیدی ها به صورت انتهایی و منفرد روی نقاط جدید رویشی و حتی از پهلوی کنیدی قبلی رشد می کند.این قارچ ساپروفیت است و گاهی به صورت پارازیت  هم دید ه می شود . خود کنیدی هک تیره است به رنگ زرد مایل به قهوه ای.

Oidium.17

 

در قارچ های مولد سفیدک سطحی می بینیم ، میسلیوم آن سطحی است و در بافت های سطحی میزبان تشکیل می شود. کنیدیوفورها از این میسلیوم  به صورت چند سلولی و مستقیم و شفاف و کنیدی ها به صورت زنجیره ای روی کنیدیوفور قرار می گیرند. کنیدیوفورها استوانه ای و شفاف اند. زنجیره ی کنیدی ها زنجیره ی بازیپتال  است .یعنی هر کنیدی زیر کنیدی قبلی قرار می گیرد . Erysiphe,podosphaera,این قارچ در میزبان های مختلف سفیدک سطحی تولید می کند . مرحله ی جنسی آن ممکن است

 

Ovulariopsis.18

 

هم به معنی یک نوع کنیدی و هم  اسم علمی یک جنس است. سفیدک سطحی در تعدادی از میزبان ها مثلتوت و فندق و بادام ایجاد می کند.هیف های این قارچ هم سطحی و هم داخلی است . پوشش سفید پودری  روی اندام های هوایی میزبان ایجاد می کند که از کنیدی و کنیدیوفورهای قارچ ایجاد شده ، کنیدیوفورها بلند و چند سلولی و کنیدی تک سلولی و شفاف و به شکل تخم مرغی کشیده است. زنجیره ی کنیدی نیست ، یک کنیدی ایجاد می شود که با افتادنش کنیدی بعدی به وجود می آید . همه ی قارچ های سفیدک  سطحی پارازیت اجباری اند .

Pestalotia .19

 

مولد کنیدی وکنیدیوفور است که در ساختاری به نام آسروول تشکیل می شوند. آسروول در این قارچ  تیره رنگ و دیسک مانند  یا بالشک مانند و زیر اپیدرمی است که بعد در سطح اپیدرم ظاهر می شود. کنیدیوفورها کوتاه و ساده اند و کنیدی ها چند سلولی و تیره و دوکی شکل هستند.دو سلول انتهایی رنگ روشنی دارند . در دو انتها کنیدی زواید  شفاف ومو مانند وجود دارد. گونه های این قارچ پارازیت و عامل لکه برگی اند.

 

Cladosporium.20

 

به صورت ساپروفیت یافت می شود . گاهی به صورت پارازیت هم روی گیاهان آلی ایجاد بیماری می کند.در این قارچ که مولد کنیدی و کنیدیوفور  است. کنیدیوفورها بلند و ایستاده و تیره رنگ هستند.در نزدیک به انتها منشعب می شود و به صورت  انفرادی  یا دسته ای  مشاهده می شود. کنیدی آن بلاستوسپور است به رنگ تیره و به شکل های مختلف و متنئع ، یک یا دو سلولی، کشیده و مستطیلی شکل و نوک تیز و بیضوی تخم مرغی شکل و لیمویی شکل . این کنیدی ها در اغلب موارد در زنجیره های ساده یا منشعب تشکیل می شوند و زنجیره ی آکروپتال خواهند بود یعنی جوان ترین کنیدی در انتهای زنجیره است.

Fusicladium.21

 

مولد کنیدی و کنیدیوفور ، کنیدیوفور کوتاه و تیره  رنگ و کنیدی ها تک سلولی یا دو سلولی و بیضوی یا گلابی شکل و تیره اند. کنیدی سیمپودولوسپور و آنلوسپور نامیده می شود. چون کنیدی روی نقاط جدید رویشی در کنیدیوفور ایجاد می شود سیمپودولوسپور گویند. برجستگی محل تشکیل کنیدی پس از افتادن   کنیدی روی کنیدیوفور باقی می ماند  و به آن حالت آنلیت می گویند . چون کنیدیوفور آنلید است کنیدی را آنلوسپور می گویند.اکثر  کنیدی ها تک سلولی و پارازیت اند و مولد لکه برگی اند. مثلا لکه سیاه سیب و گلابی ، تلئومورف آن ونتوریا است.

Spilocaea.22

 

 کنیدیوفور کوتاه و تیره رنگ  و کنیدی ها هم تک سلولی یا دو سلولی و تیره رنگ است.میسلیوم زیر اپیدرم میزبان بافت استرومایی تولید می کند و روی این بافت  کنیدی های ایستاده تشکیل می شود.محل تشکیل افتادن کنیدی روی کنیدیوفور حالت حلقوی دارد که آن را حالت آنلید گویند.پس با افتادن هر کنیدی  یک حلقه به انتهای کنیدیوفور اضافه می شود . تعداد حلقه ها نشان دهنده ی تعداد اسپورهای تشکیل شده  روی کنیدیوفور است .پارازیت و عامل لکه برگی است.

 

Rhynchosporium.23

       

 

مولد کنیدی و کنیدیوفور است. میسلیوم ابتدا زیر کوتیکولی است  که به تدریج استرومای غیر متراکم سطحی  تولید می کند.کنیدیوفور ها هم در این قارچ به سلول های استرومایی محدود می شود. کنیدی، بلاستوسپور است  که دو سلولی و شفاف اند  و دو سلول کنیدی از نظر اندازه نامساوی اند . معمولا کنیدی این قارچ یک برآمدگی کوچک دارد که در سلول انتهایی دیده می شود. پارازیت و عامل لکه برگی  در غلات است.

 

Ramularia .24

 

مولد کنیدی و کنیدیوفوره است . کنیدی های این قارچ به صورت دسته های خوشه مانند از برگ های آلوده  خارج می شوند .این کنیدیوفورها شفاف و نیمه شفاف و کوتاه هستند و مقداری هم قوس دارند . روی کنیدیوفورها نقاطی که محل افتادگی و تشکیل است دیده می شود.کنیدیوفورها شفاف و استوانه ای هستند  و با نام اختصاصی سیمپودولوسپور شتاخته می شوند. کنیدی ها عموما دو سلولی هستند  وحالت استوانه ای دارند و گاهی هم کنیدی های یک سلولی  الی سه سلولی هم دیده می شود. گونه های این قارچ پارازیت و مولد لکه برگی هستند.مثال

Ramularia  tulosnei، آنامورف Mycosphaerella  fragariae  تلئومورف

Oidiopsis.25

 

 با دو عنوان معرفی می شود . یکی نام علمی قارچ و یکی هم نوع کنیدی . این قارچ در سفیدک های سطحی دیده می شود. هیف این قارچ داخلی است. پس کنیدی و کنیدیوفورهای خود را از روزنه های زیرین برگ خارج می کند . یکی از جنس های سفیدک سطخی  است که آنامورف است. مثلا سفیدک سطحی  یونجه و فلفل.Oidiopsis است که تلئومورف است  و دیگری Leveillula

از جمله خصوصیت قارچ این است که کنیدیوفورهای چند سلولی روی هیف تولید می کند.

Sclerotium.26

 

یک قارچ ناقص و عقیم محسوب می شد. یعنی تولید مثل جنسی برای آن شناخته نشده و عقیم به این معنی که حتی اگر تولید مثل جنسی هم نداشته باشد با غیر جنسی تولید مثل می کندولی عقیم فقط به وسیله ی  هیف و اندام هایی مثل سختینه  که حاصل هیف های Sclerotium  rolfsiiبه هم فشرده  هستند می تواند تکثیر و بقا می یابد. این قارچ مولد پوسیدگی ها و سوختگی هاست.از جمله

که عمل سوختگی جنوبی در گوجه فرنگی و ذرت است. مرحله ی جنسی این قارچ  کشف شده و متعلق به بازیدیومیست ها است.

Polystigma.27

 

این قارچ مولد پیکنید است و در درونبافت گیاه تشکیل می شود . پیکنیدها  تیره رنگ و کروی هستند و تعداد زیادی پیکنید یوروسپور  تک سلولی ، شفاف و سوزنی شکل و کمی خمیده  داخل هر  پیکنید به خصوص در شرایط  مرطوب  تشکیل می شود . گونه های آن شامل پارازیت و لکه برگی است ، از جمله :

Polystigma amygdalinum لکه آجری بادام

Polystigma rubrum  لکه قرمز آلو

در هر دو بیماری لکه ها فقط روی ببرگ تشکیل می شوند  و در محل لکه ها بافت برگ ضخیم شده و پیکنید قارچ در متن لکه ها است و لکه ها در هر دو سطح برگ است .

Ascochyta .28

 

این قارچ هم مولد پیکنید است .پیکنیدها کروی وتیره رنگ اند و در درون بافت برگ و اندام های آلوده تشکیل می شوند، پیکنیدیوسپورهای قارچ دو سلولی و بیضوی هستند که به تعداد زیادی در شرایط مرطوب داخل پیکنید تشکیل  و از دهانه ی آن خارج می شوند . گونه های آن پارازیت و عامل  سوختگی و لکه برگی هستند. مثال

Ascochyta  rabiei  عامل برق زدگی نخود

Septoria.29

 

قارچ مولد پیکنید است و از نظر دامنه ی میزبانی هم وسیع است و گونه های متعددی دارد. پیکنیدهای این قارچ کروی است و تیره  رنگ و پیکنیدیوسپورهای استوانه ای باریک و یوزنی شکل و چند سلولی و شفاف تولید می کند.این پیکنیدیوسپورها در شرایط مرطوب  تکثیر و تولید می شوند و از دهانه ی پیکنید به تعداد زیادی در محیط پراکنده می شود. گونه های مختلف عامل لکه برگی  و پارازیت  هستند . مثال لکه برگی گلابی و کرفس و عامل لکه برگی سپتوریایی در گلابی و کرفس و گندم و جعفری و توت ...

 

Phoma .30

 

 یک قارچ پیکنیدزاست  و تیره رنگ و کروی یا دیسک مانند است که درون بافت برگ تشکیل شده و مقداری از بافت  برگ خارج شده  و روی برگ کمی حالت برجسته  دارد. پیکنیدیوسپورها تک سلولی و شفاف و بی رنگ و بیضوی هستند و در شرایط خیلی مرطوب یا مرطوب به تعداد  زیادی منتشر می شوند . گونه های مختلف عامل سوختگی و پوسیدگی در گیاهان مختلف هستند مثلا در چغندر قند.

Ampelomyces.31

 

 

یک قارچ مولد پیکنید است .پیکنیدهای این قارچ تیره رنگ هستند و دیواره ی ضخیمی دارند که در زیر میکروسکوپ قابل تشخیص است .پیکنیدیوسپورهای این قارچ شفاف یا نیمه شفاف و متمایل به تیره است، تک سلولی و تخم مرغی و تاکشیده است.گونه های این قارچ هیپرپارازیت سفیدک های سطحی هستند.پیکنید در داخل کنیدیوفور سفیدک های سطحی تشکیل کی شود و آنها را پارازیته می کنند.مثال

Ampelomyces quisqualis

 که در کنترل سفیدک سطحی سیب استفاده می شود.AQ10 که به صورت سم بیولوژیکی تجارتی تولید میکنند با نام

Polythirincium.32

 

این قارچ مولد کنیدی و کنیدیوفور است.کنیدیوفورهای این قارچ در سطح برگ میزبان تشکیل می شوند و حالت فشرده و دسته ای  و مجتمع دارند و رنگ کنیدیوفورها تیره و ساده و دارای سلول قاعده ای متورم هستند و خمیدگی های موج دار و منظم در طول کنیدیوفور دیده می شود. کنیدی ها در نقاط رشد جانبی  کنیدیوفوربه وجود می آیند و به رنگ تیره و دو سلولی ، سلول ها نامساوی و سکل ناقص مثلثی دارند،سلول انتهایی پهن ترو گرد است. این قارچ پارازیت است. مثلا روی یونجه و شبدر پارازیت برگ است.نام های این کنیدی: بلاستوسپور،آلریوسپور،سیمپودولوسپور.مثال

Polythirincium trifolli لکه سیاه شبدر

Stemphylium.33

 

یک قارچ مولد کنیدی و کنیدیوفور است.این قارچ کنیدیوفورهای تیره رنگ وکوتاه یا بلند و اغلب ساده دارد.انتهای کنیدیوفور متورم و تیره رنگ است.در روی کنیدیوفور یک کنیدی  شاید به صورت انتهایی تشکیل شود و یا کنیدی های متعددی در نقاط جدید رویش ایجاد شود.از محلی که کنیدی می افتد و جدا می شود کنیدیوفور به رشد خود ادامه می دهند.کنیدیوفورها کروی و بیضوی و پهن و یا تخم مرغی اند و دارای دیواره ی عرضی و طولی هستند و سطحشان شاید خاردار باشد. هم گونه های ساپروفیت و هم پارازیت دارد.مثال

S.botryosum عامل لکه قهوه ای کاهو

Verticillium.34

 

مولد کنیدی و کنیدیوفور است ودر داخل خاک این قارچ یافت شده و بقا می یابد. کنیدیوفورهای این قارچ ظریف و منشعب هستند و بعضی از آنها حالت فراهم دارد.فیالیدهایی روی انشعابات کنیدیوفور به صورت انتهایی تولید میشود که حالت فراهم دارند و در انتهای هر فیالید کنیدی های تک سلولی وبیضوی و تخم مرغی شکل و شفاف ایجاد می شود که به حالت انفرادی یا خوشه ای و مجتمع دیده می شود و این کنیدیوفورها را فیالوسپورمی گویند.حالت پارازیت دارند ودر گیاهان آوندی عامل پژمردگی  آوندی است.بعضی از قارچ ها پارازیت هستند و تعدادی هم  ساپروفیت اند.مثال

V.dahiaeعامل پژمردگی درختان میوه  و غیرمیوه و زراعی و صنعتی

Trichoderma.35

 

مولد کنیدی و کنیدیوفور است که کنیدیوفورها در طول خود انشعابات متعددی پیدا می کند این انشعابات فراهم نیستند و پراکنده اند.فیالیدهایی در انتهای انشعابات دیده می شود ،انفرادی یا گروهی اند، کنیدی = فیالوسپور،شفاف و تخم مرغی  شکل و تک سلولی و به  صورت دسته های کوچک انتهایی فیالید اند. در محیط کشت به راحتی قابل تشخیص اندو کنیدی های سبز ایجاد می کنند، ساپروفیت و خاکزی  است و تعدادی هم هیپرپارازیت اند ودر منترل بیولوژیک کاربرد دارند.مثال

Trichoderma veridae  عامل بیماری غربالی هسته داران

Synnemata = coremium .36

 

ساختاری است که کنیدیوفورها به ردیف به صورت فشرده کنار هم قرار می گیرند. قسمت میانی این ساختار حالت فشرده تری دارد اما انتها از هم باز شد ه و در انتهای کنیدیوفورهای  م جتمع کنیدی ها به صورت متفرق یا مجتمع دیده می شود.ممکن است روی اندام های گیاهی آلوده یا محیط کشتی که قارچ در آن کشت می شود تشکیل شود. نوع خاصی از آن وجود دارد که انتهای کنیدیوفور   میگویند.مثال pinnot به یک توده ی توپ مانند و مجتمع از کنیدی ها ختم می شود. این نوع سینما را

Graphium  مولد سینما

Sporodochium.37

 

این ساختار هم از مجموعه ی کنیدی وکنیدیوفورها تشکیل شده که حالت برجسته وزگیل مانند دارد و زیر اپیدرمی  نیست و روی .Thyrostromaبافت گیاه میزبان تشکیل می شود. قارچ های مختلفی مولد این ساختار هستند از جمله قارچ فوزاریوم یا قارچ

 

Erysiphe spp.38

 

 ، تلئومورف کلیستوتیس چند آسکی،آسک ها با 8 آسکوسپور تک سلولی،شفاف و گرد وبیضوی، زواید Oidium  آنامورف از نوع

هیفی اطراف کلیستوتیس ساده یا عصایی شکل یا در انتها منشعب هستند ، هیف ها سطحی اند.جنس های

  ادغام شده اند.Erysiphe  در  Uncinula  و microsphaera

مثال: سفیدک سطحی انگور ، یونجه ،افرا ، بلوط ، نارون، خار شتر ، چغندر ، صنوبر، بید، فالکاریا، شمشاد ، داوودی ، پیچک.

Podosphaera spp.39

 

 

، تلئومورف کلیستوتیس تک آسکی ، آسک ها با 8 آسکوسپور تک سلولی ، گرد یا بیضوی و شفاف، Oidium  آنامورف از نوع

 ادغام شده .Podosphaera   در Sphaerotheca فولکرها ساده یا در انتها منشعب ، هیف سطحی است .جنس  

مثال : سفیدک سطحی درختان میوه ی هسته دار ، سفیدک سطحی سیب و گلابی، سفیدک سطحی گل سرخ .

Phyllactinia spp.40

 

 ، کلیستوتیس چند آسکی ، آسک ها با 8 آسکوسپور تک سلولی ، گرد یا بیضوی و شفاف،فولکرها Ovulariopsis آنامورف از نوع  

درفشی شکل (آمپولی شکل ) است..مثال سفیدک سطحی فندق ، پسته ، بادام و توت و درختان هسته دار.

Leveillula spp.41

 

 ، تلئومورف  کلیستوتیس چند آسکی ، آسک ها با 8 آسکوسپور تک سلولی، گرد یابیضوی و شفاف ، Oidiopsis آنامورف از نوع

فولکر ساده ، هیف داخلی. مثال : سفیدک داخلی یونجه وشبدر و فلفل ، کنجد، خارشتر ، کاتالپا ، داوودی ، فرفیون ، ختمی ، پنیرک ، سالویا.

 

 

 

 

 Blumeria spp.42

 

آنامورف لز نوع ائودیوم ،تلئومورف کلیستوتیس چند آسکی ، آسک ها با 8 آسکوسپور شفاف، گرد یا بیضوی و تک سلولی ،فولکرها  عامل سفیدک سطحی غلات B.graminis ساده و به تعداد زیادو در اطراف کلیستوتیس ممکن است خار تشکیل شود.یک گونه به نام

است، هیف سطحی سلول پایه کوزه ای شکل است .مثال : سفیدک سطحی غلات و آگروپیدون .

 Taphrina spp.43

 

آسکومیست ، فاقد آسکوکارپ ، آسک ها آزاد و زیر کوتیکولی هستند، دی مورفیک ( مخمری-میسلیومی ) ، حداقل 100 گونه شناسایی شده که همگی پارازیت اند و باعث هیپرتروفی و هیپرپلازی اند ، رشد غیر طبیعی دارند و دارای انشعابات غیر معمول اند. آسک های آزاد اول زیر کوتیکول رشد کیکنند و بعد با پاره کردن در سطح مشخص می شوند.شفاف و بی رنگ و 8 آسکوسپور دارد و 8 سلولی ، گرد وبیضوی  رد آسک هاهستند وآسک ها به ردیف در روی بافت ها قرارمی گیرند. مثال

Taphrina deformans عامل پیچیدگی برگ هلو

Pruni  عامل انبونک آلو ( خیارک آلو )

 

 Tuber spp.44

 

این قارچ آسکومیست  و دیسکومیست است (نوع آسکوکارپ آپوتیس است ) . قارچی خوراکی که معمولا در مراتع رشد می کند،در زیر خاک ، این قارچ از نظر اندازه ممکن است قطرش به حدود بیش از 20-10 سانتی متر برسد.بافت آسکوکارپ این قارچ نرم یا سخت  و سطحش ناهموار است و ظاهری شبیه سیب زمینی دارد ولی نرم تر است .به صورت مصنوعی هم قابل کشت است، به نام دنبلان شناخته می شود. این قارچ آسک های تقریبا گلابی شکل  یا بیضوی و کروی تولید می کند.ممکن است پایه ی بلند و یا کوتاه داشته باشند، در یک آسک معمولا تا 8 عدد آسکوسپور ایجاد می شوند که گرد وبیضوی وزرد تا قهوه ای و سطحشان معمولا خاردار یا دارای تزیینات و ضمایم است. مثال

Tuber  melanosporum

Saccharomyces.45

                

 ، آسکوکارپ ندارد، و در مرحله ی غیرجنسی سلول های مخمری تولید می کند ، با جوانه زدن تکثیر می یابد، وارد مرحله ی جنسی می شود و تا سلول مخمری  سازگار باهم ترکیب می شوند.حاصل این ترکیب یک سلول تخم است که با میوز تبدیل  S.cerevisiaeبه آسک  مس شود که در داخل آسک 4 عدد آسکوکارپ وجود دارد. مثال مخمر نان  

 

Daldinia .46

 

این قارچ پریتیس تولید می کند و منفذدار هستند و در داخل بافت ایتروما تولید می شوند که تیره و سیاه  وکروی است و روی چوب های خشکیده و پوسیده رشد می کند.داخل این استروما پریتیس های کروی یا گلابی شکل قارچ به صورت لایه تشکیل می شود. پریتیس ها دارای چندین آسک استوانه ای با پایه ی کوتاه هستند و هر آسک دا رای 8 آسکوسپور تک سلولی وک بیضوی تا دوکی شکل وبا شسار رویشی ،اکثرا ساپروفیت اند .

Xylaria spp.47

 

آسکومیت پیرنومیست ،مولد پریتیس های منفذدار که در داخل بافت استرومایی تشکیل می شود، استرومای قارچ بزرگ  و تیره رنگ و ماکروسکوپی است و پریتیس  ها به صورت محیطی اطراف آن هستند و روزنه ها به سطح استروما باز می شود . بعضی گونه های قارچ استرومایی شبیه پای مرده و در ذاخل خاک ایجاد می کنند.اگر استروما برش عرضی داده شود پریتیس ها به صورت محیطی خواهند بود.در طبیعت به صورت ساپروفیت یافت می شود وروی چوب های مرده و برگ ها و بافت های گیاهی است .بعضی گونه ها هم پارازیت اند در هر پریتیس چند آسک استوانه ای و پایه دار و آسکوسپورها تک سلولی و قهوه ای و تخم مرغی است و یک شیار رویشی هم روی آسکوسپور دیده می شود.

 

Peziza spp.48

 

قارچ آسکومیست است وبه گروه دیسکومیست ها تعلق دارد . آسکوکارپ به شکل فنجانی انفرادی یا گروهی ، آسک ها دریچه دار هستند یعنی خروج آسکوسپور از طریق دریچه صورت می گیرد.آسک ها استوانه ای و پایه دار و آسکوسپورها تک سلولی و بیضوی و یا کروی و روشن اند ، روی خاک دیده می شوند ، آسکوکارپ به رنگ قهوه ای ویا ارغوانی اند و عمدتاروی بقایای گیاهی و خاک مرطوب و چوب پوسیده رشد می کنند.

Chaetomium spp.49

 

آسککومیست دریچه دار است و تولید  پریتیس می کند، دارای فعالیت شدید آنزیمی ( تولید سلولاز )، که در صنایع کاغذ و سلولزی و پوب استفاده می شود. بعضی گونه ها هم به عنوان هیپر پارازیت  استفاده می شوند.

خصوصیات : پپریتیس های روزنه دار و کروی دارد، به رنگ سیاه  که زوایدی شبیه مو در سطح آن تشکیل می شود .چندین آسک درون هر پریتیس تشکیل می شود.آسک ها بهصورت کروی و پایه ار و دارای 8 عدد آسکوسپور تک سلولی و بادامی شکل هستند.  برای کنترل لکه سیاه سیب Chaetomium  globosum مثال

 

 

Gaeumannomyces.50

 

یک قارچ آسکومیست است و مولد پریتیس ، این قارچ میسلیوم های سطحی و قهوه ای رنگ به صورت یک لایه ی ضخیم و نمد مانند در سطح بافت میزبان تشکیل می دهند. هیف ها ساده یا دندانه دار هستند و روی هیف برجستگی های کوچک و تیره تشکیل می شوند. این برجستگی ها  هیفوپودیوم نامیده می شوند.آسکوکارپ پریتیس  است  که دارای گردن بلند با یک روزنه است که در بافت میزبان انفرادی تشکیل می شود، آسکوسپورها داخل آسک های گرزی شکل به تعداد 8 عدد تشکیل می شود.آسکوسپورها سوزنی شکل و چند سلولی ورشته ای هستند گونه های این قارچ پارازیت اند و روی ریشه و ساقه و برگ های گرامینه ها یافت می شوند.  است. این گونه عامل پاسوزه ی غلات است ، از پا افتادگی گندم در مناطقی که زمین ophiobolusمرحله ی غیر جنسی یا آنامورف  های پست و مرطوب دارند دیده می شوند وباعث پوسیدگی ریشه می شود.تشخیص از روی ریشه است ودر مناطقی که باد بوزد به صورت یک طرفه می خوابند.

Helvella.51

 

 

یک قارچ آسکومیست واز گروه دیسکومیست هاست ، به قارچ زین اسبی معروف است.آپوتیس ها به صورت انفرادی و یا گروهی تشکیل می شود.آپوتیس پایه ی بلندی دارد و در قسمت بالای پایه ی آسکوکارپ  به شکل فنجان و زین اسب تشکیل می شود. سطح کلاهک آسکوکارپ دارد و روی آپوتیس آسک های دریچه دار و استوانه ای تشکیل می شود. در هر آسک 8 عدد آسکوسپور تک سلولی و گرد و بیضوی و شفاف وجود دارد . لا به لای آسک ها پارافیز هم به صورت چند سلولی با انتهای قوس مانند دیده می H.elasticaشود.روی خاک و چوب های پوسیده زندگی می کنند و در جنگل های مرطوب دیده می شود. مثال

Morchella.52

 

یک قارچ آسکومیست-دیسکومیست است ودر مرحله ی جنسی آسکوکارپ آپوتیس تولید می کند که قسمت بالای آسکوکارپ حالت کلاهک مانند و اسفنجی و مخروطی شکل و دارای فره های نامنظم و روی یک پایه ی کلفت قرار گرفته.حفره ها که در قسمت کلاهک مانند تشکیل شده توسط بافت های عقیمی از هم جدا می شوند و در داخل حفره ها آسک و پارافیز ها تشکیل می شود و در برش عرضی آسک های دریچه دار استوانه ای شکل با8 آسکوسپور تک سلولی و بیضوی و شفاف دیده می شود. روی خاک رشد می کندو به عنوان قارچ خوراکی شناخته شده است.

 Pleospora ,Lewia.53

 

این دو جنس آسکوکارپ های کاذب تولید می کنند که تک حفره ای هستند، با دیواره ی تیره رنگ و یک روزنه که  در داخل هر پریتیس چندین آسک به شکل گرزی  دو جداره تشکیل می شود . در هر آسک 8 عدد آسکوسپور چند سلولی دارای دیواره ی عرضی و طولی و تقریبا بیضوی تشکیل می شود. آسکوسپورها به رنگ زرد یا قهوه ای و دارای سطح صاف یا خاردار باشند. قارچ هایی   است ،Pleospora است و قارچ هایی که تلئومورفشان Alternaria و آنامورفشان از نوع Leviaکه تلئومورف آن ها از انوع

است . بیشتر به صورت آنامورف اند و عامل پوسیدگی ها و لکه برگی ها هستند.Stemphylium آنامورفشان

Gnomonia.54

 

یک قارچ آسکومیست است و مولد پریتیس ، با گردن بلند و تیره رنگ است که در داخل بافت میزبان تشکیل می شود.در هر پریتیس چندین آسک به شکل بیضوی و به صورت پراکنده تشکیل می شوند.8 عدد آسکوسپور استوانه ای و دو سلولی و شفاف هستند . مثال

 عامل آنتراکنوز گردوGnomonia leptostyla

Rhytisma .55

 

یک قارچ آسکومیست –دیسکومیست است و قارچی است و قارچی است که آپوتیس تشکیل می دهد و در بافت میزبان تشکیل می شود و یک بافت استرومایی تیره رنگ سطح بافت گیاهی را در محلی که آپوتیس تشکیل داده می پوشاند .این بافت استرومایی سیاه یا قیر مانند به وسیله ی شکاف هایی باز می شوند . در درون بافت در کنار آپوتیس اسپرموگونیوم نیز تشکیل می شود که احتمالا در تولید مثل جنسی قارچ اسپرماسی  های آن نقش دارد. آسک ها گرزی شکل و آسکوسپورها تک سلولی، سوزنی شکل و دارای یک حباب ژلاتینی  در انتها هستند . گونه های این قارچ مولد بیماری لکه قیری هستد که بیشتر در گونه های افرا و سایر گونه های  عامل لکه قیرس افرا.R.acerinumجنگلی عامل بیماری و ایجاد خسارت اند. مثال

قارچ های بازیدیومیست

 

Puccinia .56

 

 تعداد گونه های این جنس از 3000 تا 4000 تخمین زده شده که تعدادی دو میزبانه و تعدادی هم یک میزبانه هستند . روی گیاهان کومپوزیته ، گرامینه و سیپراسه و لیلیاسه یافت می شوند.عموما گیاهان آوندی را آلوده می کند غیر از قطب ها در کل زمین  پراکنده هستند.

مشخصات : هر 5 مرحله ی اسپور زایی در این جنس وجود دارد . یوریدیوسپورهای این قارچ تک سلولی و صاف و یا خاردار و شفاف یا زرد کمرنگ هستند و تلیوسپورها دو سلولی ، تیره رنگ و پایه دارند.بیماری هایی که ایجاد می کنند شامل : زنگ های غلات ، زنگ ذرت ، آفتابگردان ، پنبه ، نعناع و...

 

Phragmidium.57

 

 در تمشک و گل سرخ وجود دارد. یوریدینیوسپورها  شفاف ، بی رنگ ، بدون پایه و خاردار و تلیوسپورهای چند سلولی قهوه ای تیره با یک برجستگی در انتها دارای پایه ی بلند و شفاف است. یوریدینیوسپورها را گاهی اردوسپور هم می گویند.

 

Pileolaria .58

 

 این قارچ مولد زنگ در پسته و بنه است. یوردینیوسپور تک سلولی و گرد و بیضوی و خاردار و شفاف و بی رنگ و بدون پایه است.تلیوسپور تک سلولی ، تقریبا کروی با یک برجستگی انتهایی به رنگ قرمز مایل به قهوه ای وپایه ی بلند وشفاف.

Melampsora .59

 

این جنس از جنس های مهم است که در گیاهان چوبی و علفی زنگ تولید می کند.مثلا زنگ صنوبر ، سپیدار ، کتان . در این قارچ یوریدینیوسپورها که اسپورهای تکرار شونده و آلوده کننده هستند تک سلولی و گردو بیضوی و خاردارند.تلیوسپورها ، اسپورهای تک سلولی مستطیلی یا استوانه ای شکل و بدون پایه و تیره رنگ که در ابتدا در زیر اپیدرم تشکیل می شوند و در سطح بافت گیاه ظاهر می شوند. بعضی از گونه های این جنس یک میزبانه و بعضی دو میزبانه اند و روی گونه های مختلف دو لپه ای ها بیماری زنگ ایجاد می کنند.مثل زنگ تبریزی و صنوبر وسپیدارو کتان .

 

 

 

 

Uromyces.60

 

بعد از جنس پوکسینیا بزرگترین جنس زنگ  هاست . در این جنس گونه های مختلفی وجود دارند که در میزبان های متفاوت زنگ ایجاد می کنند. میزبان ها شامل تک لپه ای ها و دو لپه ای هاست و در سراسر دنیا پراکنده است و باعث آلودگی گرامینه و لیلیاسه و...می شود.شامل چرخه های زندگی ماکروسیکلیک و میکرو سیکلیک و... است.

خصوصیات : در این جنس یوریدینیوسپور وتلیوسپور شبیه اند، هر دو گرد و بیضوی ، یوریدینیوسپور معمولا کمرنگ وخاردار و صاف و بدون پایه و تلیوسپور پایه دار با سطح صاف و خاردار و دارای نقش های دیگر و به رنگ متمایل به قهوه ای  یا تیره .مثال زنگ یونجه ونخود و لوبیا و چغندرو...

معمولا در شناسایی زنگ ها باید سراغ تلیوسپورقارچ برویم چون معمولا جنس های مختلف زنگ ها از نظر شکل یوریدینیوسپور شباهت های زیادی دارند.

Kuehneola = Cerotelium.61

 

 

یوریدینیوسپورها تک سلولی ، گرد یا بیضوی و بدون پایه اند و شفاف و بی رنگ ، تلیوسپورها چند سلولی ، دارای  یک پایه ی کوتاه که ممکن است کمرنگ یا بی رنگ باشد . تعداد گونه ها کم است. مثال انجیر

 

Tranzschelia.62

گونه های آن در تعدادی از گیاهان از جمله درختان میوه  ی هسته دار عامل زنگ هستند.در این جنس یوریدینیوسپورها تک سلولی ، انفرادی ، به شکل معمولا بیضوی و خاردار به رنگ زرد یا روشن دیده می شود. تلیوسپورها دو سلولی و پایه دار و رنگی ویا قهوه ای و خاردار هستند ، دو سلول تلیوسپور به راحتی از دیواره ی میانی جدا می شود.

سیاهک ها

دیواره هایی است که توسط قارچ های بازیدیومیست که مولد تلیوسپور هستند یجاد می شوند . در تعدادی از میزبان ها مثل غلات جزو بیماری های مهم و اقتصدی محسوب می شود.مثل سیاهک آشکار گندم و جو ، سیاهک سخت جو ، سیاهک پنهان  گندم، به طور کامل محتویات دانه را از بین می برند و به جای آن میلیون ها تلیوسپور قارچ جانشین می شود و در زمان برداشت محصول دانه هی محتوی تلیوسپور برداشت می شود که با پاره شدن پوسته ی نازک تلیوسپور رارها می کنند.

 

Ustilago .63

 

در این جنس تلیوسپورها تک سلولی و معمولا گرد و تیره و قهوه ای رنگ و صاف یا خاردار می باشند، نحوه ی جوانه زدن تلیوسپور این جنس در ونه های مختلف متفاوت است . بعضی ها فقط با جوانه زنی هیف تولید می کنند و این هیف ها در صورت سازگاری دو به دو با هم ترکیب  می شوند  و هیف دو هسته ای  آلوده کننده را ایجاد می کنند . بعضی با جوانه زنی  بازید و  عامل عامل سیاهک آشکار گندم و ustilago nudaیازیدیوسپور تولید میکننند و در صورت سازگاری دو به دو باهم ترکیب می شوند. مثال

جو.تلیوسپور گردو گوچک و باهای کوچک داخل دانه ی هزاران تلیوسپور سیاهرنگ قارچ پر شده که در زمان برداشت یا حتی قبل عامل سیاهک  سخت جو ، تلیوسپور در این گونه  تک سلولی U.hordeiاز آن پوستر پاره شده و تلیوسپورها آزاد می شوند.مثال

عامل سیاهک معمولی ذرت . هم خوشه ی ذرت و هم ساقهU.maydisو گرد و قهوه ای  یا تیره و بدون خار با دیواره ی صاف.مثال

و برگ ذرت در اثر آلودگی به این قارچ تولید گال می کند . داخل گال تلیوسپور تیره و سیاه  رنگ تشکیل می شود که کروی و خاردارند.

 

 

Tilletia .64

 

مولد سیاهک پنهان است . سه جنس مهم وجود دارد که عامل سیاهک پنهان ، سیاهک پاکوتاه و سیاهک بد بو است.

1.Tilletia tritici, 2. Tilletia controversa, 3. Tilletia leavis   or  T.foetida

1.تلیوسپور گردو قهوه ای و تیره و دارای سطح مشبک

2.تلیوسپور گردو دارای سطح مشبک به رنگ تیره یا قهوه ای  و دارای غلاف ژلاتینی

3.تلیوسپورها گرد و تیره یا قهوه ای و با دیواره ی صاف

 Urocystis.65

          

گونه های این جنس مولد سیاهک برگی هستند . د برگ های گیاهان میزبان زیر اپیدرم تعداد زیادی تلیوسپور قارچ دیده می شود و با پاره شدن اپیدرم تلیوسپورها در محیط پراکنده می شوند. تلیوسپور کروی و تیره و چند بخشی و در پیرامون تلیوسپور تعدادی سلول های عقیم و بی رنگ و شفاف تشکیل می شود. مثال سیاهک برگ گندم و آگروپیرون و پیاز

 

 

 

Prenospora.66

  

این جنس دارای چند خصوصیت است :

اسپورانژیوفور دیپودیال است ، یعنی دو شاخه دو شاخه می شود  و در انتهای هر انشعاب دو استریگمای نوک تیز تشکیل می شود ، روی هر استریگما یک اسپورانژ لیمویی شکل ایجاد می شود. در گونه های این جنس ، اسپورانژ کنیدی محسوب می شود یعنی فقط مستقیما جوانه می زند و به زئوسپورهای دو تاژکی تبدیل نمی شوند.در منابع به جای اسپورانژ از کنیدی هم استفاده می کنند و اسپورانژبه عنوان یک واحد عمل می کند ، نه کیسه ی مولد زئوسپور.مثال : سفیدک دروغی اسفناج و سویا و پیاز و چغندر و بونجه  و شبدر.

 

Pseudoprenospora.67

   

در این اسپورانژیوفور نسبت به جنس قبلی بلندتر است، طول شاخه ی اصلی اسپورانژیوفور نسبت به جنس قبلی بلندتر است و در 3/2 طول خود منشعب می شود. در این جنس زاویه ی بین انشعابات بسته تر و اسپورانژها هم کنیدی هستند و هم مولد زئوسپور. مثال: سفیدک دروغی کدوئیان یا خیار .

 

Plasmopara.68

 

در این جنس اسپورانژیوفور مونوپودیال است یعنی انشعابات اسپورانژیوفور دو شاخه دو شاخه نیست و انشعابات متفاوتی تقریبا عمود بر شاخه ی اصلی اسپورانژیوفور ایجاد می شود و برخی انشعابات شاید مجددا منشعب شود و در انتهای هرکدام سه عدد استریگما تشکیل شده که در آن اسپورانژ لیمویی تشکیل می شود . اسپورانژ ها هم کنیدی هستند و هم می توانند زئوسپور تولید کنند . مثال: سفیدک دروغی مو یا انگور و آفتابگردان.

 

 Bermia.69

 

در این جنس ، اسپورانژیوفور دیپودیال است و در انتهای هر انشعاب یک صفحه ی بشقاب مانند تشکیل می شود و در اطراف این صفحات  4 عدد استریگمای نوک تیز ایجاد می شود که در انتهای آن اسپورانژ تخم مرغی یا لیمویی شکل تشکیل می شود که اسپورانژها هم مولد کنیدی و هم زئوسپورند. مثال: سفیدک دروغی کاهو.

 

 

Albugo.70

  

این جنس شامل قارچ هایی است که روی گیاهان کروسیفر یا خاجیان ، بیماری زنگ سفید ایجاد می کنند.چون یک پوشش ضخیم سفید در سطح بافت ایجاد می شود که از اسپورانژ و اسپورانژیوفورهای قارچ تشکیل شده که ابتدا در زیر اپیدرم هستند و با رشدشان اپیدرم پاره شده و اسپورانژ و اسپورانژیوفوربه صورت بافت های سفبد تشکیل می شود.اسپورانژیوفورها کوتاه و اسپورانژها  کروی و زنجیری اند.پارازیت اجباری اند.

Phytophthora.71

 

این جنس شامل گونه های متعددی است که روی گیاهان زراعی  و باغی و میوه و زینتی ، بیماری هایی مثل پوسیدگی ریشه و طوقه و تنه و میوه ایجاد می کنند و در داخل خاک تکثیر و بقا می یابند. تکثیر قارچ از طریق هیف های بدون دیواره و پر انشعاب و و کند رشد صورت می گیرد و از طریق اسپورانژهای لیمویی شکل و پستانک دار  که به صورت لیمویی روی هیف قارچ ایجاد می شود. در داخل اسپورانژ ، زئوسپور در شرایط خیلی مرطوب ایجاد می شود و در شرایط رطوبتی کم اسپرانژها مستقیماجوانه می زند . گوموز مرکبات ، پوسیدگی ریشه و طوقه ی درختان گردو، پوسیدگی محصولات زراعی مثل سیب زمینی. اسپورانژیوفور در این قارچ تفاوتی با هیف ندارد.به جز چند استثناء در اغلب گونه ها اسپورانژیوفورها همان هیف ها هستند و اسپورانژهای لیمویی شکل را به صورت انتهایی تشکیل می دهند.

Pythium.72

 

در این جنس هیف ها ساده ، کم انشعاب ، اما سریع ارشد اند. اسپورانژها هم به صورت انتهایی و بین هیفی تشکیل تشکیل می شوند. در جنس قبلی فقط اسپورانژها در انتهای اسپورانژیوفورها تشکیل می شوند. اسپورانژها شکل مشخص هندسی ندارند .

تفاوت این جنس با جنس قبلی :  اسپورانژ دراین جنس هم تولید می شود که هم می تواند مستقیما جوانه بزند و هم زئوسپور تولید کند.اما در این جنس قبل از تولید زئوسپور از اسپورانژ لوله ای خارج شده و انتهای آن تبدیل به وزیکول  یاحباب شده و محتویات اسپورانژ وارد وزیکول شده و تبدیل به زئوسپور می گردد. اما در جنس قبلی وزیکول تشکیل نمی شود و مستقیما در اسپورانژ ایجادمی شود.مثال: پوسیدگی ریشه و بذر و گیاهچه میری در گیاهانی مثل گندم و لوبیا و ...

+ نوشته شده توسط avaa در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ و ساعت 14:59 |


Powered By
BLOGFA.COM